ابراهيم عاملي ( موثق )
315
تفسير عاملي ( فارسي )
دامنه ى درازى پيدا مىكند كه يك خانواده و يا نسل و يا اجتماعى را گرفتار مىكند . فرض كنيد يك هوىپرستى كه عمل زشت فردى است و به كسى زيان ندارد اگر موجب بيمارى واگير شد و آن بيمارى به اعضاى خانواده و يا ديگر معاشرين سرايت كرد دامنگير عدّه ى زياد و يا بيشمار مىشود ، و نيز يك حركت كوچك ناپسند در حضور طفل يا مردم ساده و بى خبر موجب تحريك و جرأت آنها مىشود . و هم سخن چينى مختصر ميان دو نفر و يا تحريك غضب و خشم يك نفر ممكن است موجب آشوب ميان ملَّتها و دولتها بشود ، چنان كه دو جنگ بزرگ جهانى را كه در 1914 ميلادى و 1939 واقع شد مولود مختصر تحريك خشم و غضب يك نفر ميدانند . 3 - آيت 28 « وَاعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » به اصطلاح بيدار باش يا اعلام خطر است به آنها كه دلبستگى به مال و فرزند را به آن اندازه ى افراط مىرسانند كه بر خلاف غرض و هدفشان مىشود و به آنجا مىرسد كه حبيب و محبوب هر دو نابود مىشوند ، فرض كنيد : افراط در دوستى فرزند موجب سوء تربيت او و انحراف و بيچارگى در زندگى پدر و مادرش مىشود ، و نيز افراط در دوستى مال موجب ركود سرمايه است و خرابى اراضى و آبادانيها و هم نتيجه ى اين اخلاق خسارت مالى براى خود اين دسته مردم است و گرفتارى آنها و نزاع با شريك ملك و طرف معامله ى خود ، و در نتيجه اين گونه اشخاص هميشه گرفتار و در فتنه هستند . مثنوى ( دفتر اوّل ضمن قضّيه ى گفتگوى شير و نخجير ) . دوستى مال و فرزند را به اين صورت در آورده است : اين جهان زندان و ما زندانيان حفره كن زندان و خود را وا رهان چيست دنيا از خدا غافل شدن نى قماش و نقره و فرزند و زن مال را گر بهر دين باشى حمول نعم مال صالح گفت آن رسول آب در كشتى هلاك كشتى است آب در بيرون كشتى پشتى است چون كه مال و ملك را از دل براند ز آن سليمان خويش جز مسكين نخواند