ابراهيم عاملي ( موثق )
297
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ » 7 طبرى : ابن عبّاس گفت : چون مردم مكّه خبردار شدند كه پيغمبر آهنگ كاروان آنها كرده است شتاب كردند تا قافله از دسترس مسلمين دور شد ، آنگاه پيغمبر با مسلمانان به سوى آنها حركت كرد ولى مسلمانان دوست نداشتند كه به طرف آنها بروند و مىخواستند به كاروان برسند و مقصود از اين آيه شرح اين حال مسلمين است كه چون اعراب قريش شوكت و قدرت داشتند ، ولى در كاروان شوكتى نبود ، مسلمانان دوست داشتند با كاروان كه شوكت ندارد رو برو شوند . كشف نوشته است : پير طريقت گفت : من چه دانستم كه مادر شادى رنج است و زير يك ناكامى هزار گنج است ؟ من چه دانستم كه زندگى در مردگى و مراد همه در بىمرادى است ؟ زندگى زندگى دل است و مردگى مردگى نفس تا در خود بنميرى به حقّ زنده نگردى : نكند عشق نفس زنده قبول نكند باز موش مرده شكار « إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ » 9 طبرى : ابن عبّاس گفت از عمر شنيدم كه چون پيغمبر در بدر با قريش رو برو شد و عده ى آنها و خود را سنجيد ، رو به قبله كرد و به دعا پرداخت اين آيه نازل شد كه تو دعا مىكنى و ما به وسيله ى ملك به تو كمك خواهيم كرد . كشف الاسرار نوشته است : استغاثت از حقّ به خلق نشان بيگانگى است و از اجابت نوميدى ، از خلق به حقّ راه مسلمانى است و شرط بندگى . از حقّ به حقّ وسيلت دوستى است و اجابت دستورى . شبلى از روى استغاثت مىگفت : الهى ارت بخوانم برانى ، ور بروم بخوانى ، پس من چكنم بدين حيرانى ؟ « بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ » 9 مجمع : مردم مدينه و يعقوب با فتح دال خواندهاند و ديگران با كسر دال . « إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ » 11 مجمع : مردم مدينه « يغشّيكم » با ضمّ ياء و سكون غين خواندهاند و نصب نعاس ، ابن كثير و ابو عمرو « يغشاكم » با فتح يا و سكون غين و زيادى الف و رفع نعاس قرائت كردهاند و ديگر قاريها با ضمّ ياء و فتح غين و