ابراهيم عاملي ( موثق )

261

تفسير عاملي ( فارسي )

با آنكه قابل خطاب و سخن نيست در نظم و نثر عرب فراوان است ، پس اين آيه مانند آنها است ، قول سوّم كه قاضى و جبّائى گفته‌اند ، اين معنى است : كه خداوند از نسل آدم يك عده مردم را آفريده است كه عاقل و كامل هستند و بوسيله پيغمبران اقرار بتوحيد كرده‌اند و شرك پدران خود را بهانه قرار نخواهند داد ، و ديگر مردم هم كه عقل و معرفتى دارند پيروى آنها مىكنند . امام فخر : براى معنى اين آيه و اعتراض بر آن در حدود شانزده ايراد و جواب نوشته است كه فايده اى در نقل آن نيست . تفسير نيشابورى : بعضى از علماء در معنى اين آيه گفته‌اند : چون ارواح انسان پيش از ابدان آفريده شده است او اقرار بتوحيد از لوازم ذات و حقيقت و جزء موجوديّت ارواح است و اين علم و اطلاع و اقرار چيزى نيست كه علاوه ى بر هويت ارواح باشد تا محتاج به تحصيل و كوشش باشد پس مقصود از اين سؤال و جواب همان موجوديّت ارواح بنى آدم است كه خود حقيقت اقرار بتوحيد است ، ولى البته پس از وابستگى به بدن و مادّه عوارض مادّى او را نميگذارد كه گذشته ى خود را به ياد داشته باشد ، پس ممكن است بوسيله ى تذكّر بخاطر آورد كه در آن مقام چگونه مطَّلع بوده است و اقرار كرده است ، و بعضى ارواح ممكن است اين لياقت را از دست داده و با يادآورى هم متذكر نشوند . در تفسير حسينى نوشته : اى درويش ، اين آيت عهد الست تا بىخبران سر كوچه ى غفلت را متنبسازد ، و الَّا هوشمندان بيدار دل از آن سؤال و جواب غافل نيستند ، بيت : الست ازل همچنان شان به گوش بفرياد « قالوا بلى » در خروش در نفحات مذكور است كه علىّ سهل اصفهانى را قدّس سرّه گفتند : روز بلى را ياد دارى ؟ گفت : چون ندارم ، گوئى كه دى بود . شيخ الاسلام خواجه عبد اللَّه انصارى روّح اللَّه روحه فرمود كه درين سخن نقصى است . صوفى را دى و فردا چه بود ؟ آن روز را هنوز شب در نيامده و صوفى در همان روز است .