ابراهيم عاملي ( موثق )

254

تفسير عاملي ( فارسي )

كردند ، خداى تعالى كوهى از جاى بركند و بر بالاى سر ايشان بداشت به مقدار لشكر گاه ايشان فرسنگ در يك فرسنگ به مقدار قامت مردى . تفسير عبده : يعنى كوه طور را بالا برديم ، و يا لرزانديم آن را با اينكه بر ما فوق آنها مرتفع بود و سايه افكنده ، و اگر آنها در دامنه ى كوه بوده‌اند و از سايه ى آن استفاده ميكرده‌اند ، اين جمله درست و راست است كه « رفع الجبل فوقهم كالظلَّة » يعنى كوه مانند سايبان بر بالاى سر آنها بلند شده بود . سخن ما : 1 - آيت 165 « وَإِذْ قالَتْ أُمَّةٌ » تا آخر شايد اشاره باشد بر راهنمائى مردم كه اگرچه اشخاص سختسر ، و كجانديش گوش به پند و نصيحت ندهند ، ولى براى احتمال اينكه از چندين نفر يكى به راه راست برود و آنكه خير خواه است بوظيفه ى خود عمل كرده باشد ، نبايد مأيوس بود و ترك نصيحت كرد و بايد در موقع مقتضى امر بمعروف و نهى از منكر بكنند ، و شايد به همين جهت كه خوددارى از تربيت و راهنمائى مذموم و ناپسند است در آيت 146 كه دنباله ى اين است گفته شده است : آنها كه احكام يادآورى شده را فراموش كردند گرفتار شدند و آنها كه راهنمائى كردند نجات يافتند ، و از دسته ى سوّم كه ميگفتند : چرا موعظه ميكنيد نام برده شده است تا معلوم شود كه مردم جلوگير از تربيت و پند و نصيحت اگرچه مانند بدكاران گرفتارى ندارند ولى نجات و سعادت هم براى آنها نيست . 2 - آيت 168 « وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ » تا آخر چون در دنبال آيت جلو كه فرمان شده است بوزينگان مطرود باشند اين آيه گفته شده است ، شايد براى اعلام عمومى باشد كه آبخور مردم بوزينه ى مطرود ، تا قيامت در اختيار و فشار ديگران خواهند بود چون شخصيّت و معنويّت انسانى كه خود داشته‌اند از دست داده‌اند ، پس بايد براى هميشه مقهور ديگران باشند ، 3 - در آيت 167 كه گفته شده است : بوزينه مطرود باشيد ، و در آيت 172 كه گفته شده است : كوه را مانند سايبان بالا برديم ، بطورى كه در سوره ى بقره همين مطالب بود و نوشتيم ، اينجا هم از جهت جمله و بيان مطلب با آنجا تفاوتى ندارد كه چيز ديگرى استفاده شود و توضيح ديگرى بتوانيم بدهيم