ابراهيم عاملي ( موثق )

252

تفسير عاملي ( فارسي )

ميدارند درستكارانند كه ما مزدشان نابود نمىكنيم 172 و روزگارى بود كه ما كوه طور را بر بالا سر يهود بلند كرديم كه گوئى سايبانى بود و پنداشتند كه برايشان مىافتد [ ما به آنها گفتيم : اين بسزاى نافرمانى شما است پس ز دستور تورات سرپيچى نكنيد ] و آنچه را بشما داديم استوار بگيريد تا شايد پرهيزگار شويد . سخن مفسّرين : « إِذْ يَعْدُونَ » 164 مجمع : شهر بن حوشب و ابى نهيك « يعدّون » با فتح عين و تشديد دال خوانده‌اند . « يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً » 164 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى بروز شنبه شان ماهيان بر روى آب نمودار بودند ، ضحّاك گفته است : يعنى پى در پى ماهيان ميآمدند . « وَيَوْمَ لا يَسْبِتُونَ » 164 مجمع : حسن بضمّ ياء به صيغه ى مجهول « يسبتون » خوانده است . « إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ » 165 طبرى : ابن عبّاس گفته است : آنها سه دسته شدند يكى گناهكار كه ماهى گرفت ، دوّم آن كه نصيحت ميكرد و جلوگيرى از نافرمانى ، سوّم آنها بودند كه ميگفتند : چرا اين مردم را نصيحت ميكنيد ؟ « قالُوا مَعْذِرَةً » 165 مجمع : حفص با نصب و باقى « معذرة » با رفع خوانده‌اند . « بِعَذابٍ بَئِيسٍ » 166 مجمع : مردم مدينه « بيس » با كسر باء و سكون ياء بى - همزه خوانده‌اند . و ابن عامر « بئس » بكسر با و سكون همزه بدون ياء خوانده است ، و « بئيس » بر وزن فعيل بتقديم ياء بر همزه نيز خوانده‌اند ، و « بائس » بر وزن فاعل نيز قرائت شده است . « كُونُوا قِرَدَةً » 167 روح البيان : از مجاهد نقل شده است : دلهاشان مانند دل بوزينه شد ، و هم دهانشان مانند دهان بوزينه شد . تفسير عبده : عموم مفسّرين گفته‌اند : يعنى بدن آنها تبديل به بدن ميمون شد ، مجاهد گفته است : اخلاق آنها در شرّ و فساد مانند بوزينه شد كه سخن حقّ در آنها اثر نداشت و توفيق فهم آن نداشتند . فى ظلال : چون نخستين برترى آدمى را كه اراده است رها كردند و مسلَّط