ابراهيم عاملي ( موثق )

25

تفسير عاملي ( فارسي )

گفته است : يعنى به آن اندازه از ايمان و فهم بدور است كه اگر او را دعوت باسلام كنند چنان است كه بايستى به آسمان بالا رود ، و يا دل او بشكافد و به آسمان رود ، 2 - ابو - علىّ فارسى گفته است : معنى « يصّعد » كمال رنج و مشقّت در انجام وظيفه است مثل اينكه مكلَّف است به بالا رفتن بناهموارى و بلندى سخت و نه مقصود از كلمه ى سماء آسمان بالا است بلكه راه سربالا و به بالاى كوه است ، از سعيد بن جبير نقل شده است كه مقصود اين است او راهى ندارد مگر به بالا فرار كند ، 3 - يعنى از سختى و دلتنگى ترك دين خود دلش مشتاق است كه بسوى آسمان رود . « يَجْعَلُ اللَّه الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » 26 تنوير المقباس ابن عبّاس يعنى مانند آنكه مكلَّف به بالا رفتن به آسمان است همانطور شخص مشمول ضلالت و كفر دلش بسوى اسلام راه پيدا نميكند و همانطور هم تكذيب و ناپسندى اسلام را خداوند در دل آنها قرار ميدهد . فخر : در معنى رجس اختلاف است : ابن عبّاس گفته است : يعنى شيطان كه خدا مسلَّطش مىكند بر آن مردم ، مجاهد گفته است : يعنى آنچه خير و انتظار خوبى در آن نيست : عطا گفت : مقصود عذاب است و آزار ، زجّاج گفته : يعنى لعنت در دنيا و عذاب در آخرت . و نيز امام فخر : محمّد بن كعب قرظى گفت : در مجلس عبد اللَّه عمر مذاكره ى قدريّه بود ، او گفت : هفتاد پيغمبر آنها را لعنت كرده‌اند كه يكى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله است ، و در قيامت كه همه ى مردم فراهم هستند آوازى بلند مىشود بطورى كه همه بشنوند : كجا هستند مدّعيها و طرف دعواهاى خدا آنگاه قدريّه از جاى بلند ميشوند . قاضى اين حديث را در تفسير خود نوشته است و گفته است : قدريّه خصم و مدّعى خدا هستند چون ميگويند : اى خدا ، ما چه گناهى ، داريم كه گرفتار باشيم با اينكه تو گناه را در ما آفريده اى و از ما انجام آن را خواسته اى و ما را براى اين كار آفريده اى ، پس تقصير ما چى است ؟ پس اين مردم مدعيهاى خدا هستند ، ولى آنها كه معتقد هستند : خدا به انسان اختيار داده و راه عذر را بسته است ، و شخص خود بد و گناه را پسنديده است ، پس اين عدّه مدّعى خدا نيستند ،