ابراهيم عاملي ( موثق )

248

تفسير عاملي ( فارسي )

آن بيايد و جذبه ى الهى در آن پيوندد خود عين الحيوة گردد ، و هر كه از دست وى شربتى خورد مقبل ابد شود . « نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ » 162 مجمع : « تغفر » با تاء مضموم و فتح فاء ، به صيغه ى مجهول قرائت مردم مدينه است ، و ديگران با نون و كسر فاء خوانده‌اند ، و نيز مردم مدينه « خطيئات » به صورت جمع با الف و تاء و مرفوع خوانده‌اند ، و ديگران به همين صورت با كسر تاء و ابو عمرو به صورت جمع مكسّر « خطايا » خوانده است ، و ابن عامر « خطيئتكم » به صورت مفرد و رفع تاء قرائت كرده است . سخن ما : 1 - فخر : هشت صورت اختلاف كلمات و حروف اين آيات را با آيات در سوره ى بقره نوشته است 2 - آنچه در آيات سوره ى بقره مفسّرين نوشته‌اند تا آنجا كه مفيد به نظر رسيد نوشتيم ، تكرار آن در اينجا زايد است ، 3 - معلوم است كه اين آيات و نظاير آن براى نقل جزئيّات تاريخ نيست ، و فقطَّ براى راهنمائى است بوسيله ى پند و عبرت ، و چون از نوشته هاى تورات و گفتار مفسّرين نميتوانيم بجزئيات قضيّه بدرستى مطَّلع شويم ، هيچ سخنى در اطراف آنها صحيح نيست ، ولى اينرا ميتوانيم بگوئيم كه شايد با اين آيات دوران بيابانگردى يهود يادآورى شده است كه از شكار پرنده اى كه در آن بيابان فراوان بوده است خورش خود را بدست مى - آوردند ، و از گياهى كه شايد شبيه بخار شترى و محصول آن چيزى مانند ترنجبين بوده است . و در تفسير عبده ذيل همين آيه نقل و بحث كرده است ، موادّ نباتى و بجاى نان چيزى فراهم ميكردند ، و پس از مدت زمان كه بتربيت موسى از خوى توحّش « 1 » آنها كاسته شد و لايق شهرنشينى و تمدّن شدند بمفاد « اسْكُنُوا هذِه الْقَرْيَةَ » تا آخر آيه مأمور شدند كه در آبادى ساكن شوند ، ليكن بايد در اوّل ورود ، و جلو مدخل ، و آغاز زندگى تازه ، با كمال فروتنى و سجده و تقاضاى بخشش وارد شوند ، كه تلقين بنفس باشد و تمرين براى آنها ، تا بدانند : كه در شهر نشينى بايد خوى گردنفرازى و غرور و خودپسندى را از خود دور كنند و هميشه متواضع باشند و با احتمال تقصير در كار و فكر پى مغفرت و صلاح باشند و متوجّه باشند ، انسان از غار و بيابان به شهر و آبادى

--> ( 1 ) خوى توحّش صواب نيست بلكه خوى بندگى و ستمكشى و طاغوتپرستى درست است .