ابراهيم عاملي ( موثق )
239
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : الرّجفة - زلزله و يك لرزش سخت . أصر - با ضمّ و فتح و كسر همزه بمعنى گناه . پيمان و عهد ، ثقل و سنگينى . عزّروه - يعنى ملامت كردند او را ادب كردند ، سخت زدند ، احترام كردند ، كمك كردند . ترجمه : 155 [ ديگر از كوششهاى رهبرى ] : موسى براى ميقات ما و هنگام حضور بجلوگاه ما هفتاد مرد از پيروان خود برگزيد و چون به آن جا گرفتار زمين لرزه شدند موسى گفت : پروردگارا اگر سرنوشت و خواست تو بود اينان و مرا زين پيش نابود مىكردى . مگر خواهى ما را به كار ناپسند بيخردانمان نابود كنى ؟ و البتّه آن جز آزمايش و ورزيدگى ز سوى تو نبود كه آن را بسرنوشت كرده باشى گمراه كنى و آن را كه سرنوشت كرده به راه راست برى پس ما را بيامرز كه تو دوست و اختياردار مائى و بما نرمى كن كه بهترين آمرزگارانى 156 و براى ما در اين جهان نكوئى نويس و هم در آن سراى كه ما دل به تو داريم ، خدايش بپاسخ گفت : به آنكه خواهم و سرنوشت كرده آزار خويش رسانم ولى مهر من فراگير هر چيزى است كه به زودى براى آنها كه پرهيز - گارند و زكات مال خود ميدهند آن را بنويسم [ كه فراگيرشان شود و سر انجامشان برحمت باشد ] و هم براى آن كسان كه بآيات ما مؤمن مىشوند ، 157 همان كسان كه پيروى مىكنند از پيامبر نادبيرى كه نامش بتورات و انجيل نبشته نزد خود دارند و او بنكوكارى فرمانشان مىكند وز بدكارى بازشان ميدارد و خوبيها براىشان حلال و پليديها برايشان حرام و آن بار سنگين كز دين بر دوش داشتند فرو مىگذارد و هم زنجيرهائى كه ز آئين ديرين كه روى گردنشان بود به زير مىآرد ، پس كسانى كه او را گرامى داشتند و يا ريش نمودند و آن روشنائى كه با او نازل شده است [ و قرآن كه با پيغمبرى به او الهام شده ] پيروى كردند چنين مردمى رستگار بوند . 158 اى محمّد بگو : اى مردم من بسوى همه ى شما پيامبر آن خدايم ، 159 كه پادشاهى آسمانها و زمين از او است و جز او خدائى نيست . او زنده مىكند و مى - ميراند پس به خدا بگرويد و فرستاده ى او پيغمبر بىسوادى كه خود به خدا مؤمن است و بسخنان او و پيروى او كنيد كه اميد است به راه راست رويد .