ابراهيم عاملي ( موثق )

176

تفسير عاملي ( فارسي )

اى خنك چشمى كه او گريان او است اى همايون دل كه او بريان او است از پى هر گريه آخر خنده اى است مرد آخر بين مبارك بنده اى است هر كجا آب روان سبزه بود هر كجا اشك روان رحمت شود باش چون دولاب نالان چشمتر تا ز صحن جانت بر رويد خضر [ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 57 تا 58 ] وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناه لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِه الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِه مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 57 ) وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ ( 58 ) معنى لغات : اقلَّت - يعنى بالا برد ، اندك و كم معيّن كرد ، و فقير و كم سرمايه شد ، چيزى اندك آورد ، و در مجمع البيان از اقلال بمعنى تمام چيزى را بردن هم معنى كرده است ، نكد - از مصدر نكد با فتح و صداى بالاى نون و كاف بمعنى سختى و مضيقه ى زندگى و كمشدن آب چاه . ترجمه : 56 و همان آفريدگار شما است كه بادها را براى نويد مهر خود بجلو مىفرستد تا كه ابرهاى سنگين را بالا برد ما آنها را ميرانيم تا بالاى سرزمين خشك و از آنها آب ميريزيم و از هر بر و ميوه به آن از زمين ميآوريم و به همين گونه مردگان ز گور در آوريم [ پس به اين نمونه بينديشيد ] كه شايد به ياد پروردگار خود باشيد و [ خود بنگريد : ] 57 سرزمين پاكيزه و برآور گياه خود بفرمان پروردگارش برون مى - دهد و آن كه پليد است و شور زار جز پليد و ناپسند نياورد ، به اين گونه يكايك نشانه - هاى خود براى مردم شكرگزارى نمودار ميكنيم . [ تا دريابند كه مردم پند پذير چون زمين برآورند و سخت دلان چون شوره زار ] . سخن مفسّرين : « يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً » 56 مجمع : ابن كثير « الريح » به صورت مفرد قرائت كرده است ، و « نشرا » با نون و شين مضموم خوانده است و چنين معنى