ابراهيم عاملي ( موثق )

169

تفسير عاملي ( فارسي )

اخير نيز مانند كرات سابق هم داراى حركت وضعى و هم داراى حركت انتقالى بودند بدور كره اى كه از آن جدا شده بودند ، و هم در حركتى كه كرات اوليّه بدور هسته ى مركزى داشتند شريك بودند . پس از اينرو كره ى اوليّه كه در مركز تشكيل شده بود داراى يك حركت ظاهرى و بنام آفتاب كه در مركز منظومه است ناميده شد ، و كرات دسته ى دوّم كه سيارات هستند داراى دو حركت وضعى و انتقالى شده ، و كرات دسته ى سوّم كه اقمار سيّارات هستند داراى سه حركت وضعى و انتقالى و شركت در حركت عمومى بودند . طنطاوى : در آثار يافت شده از بابليها بخرابه هاى قصر آسور بانيپال نوشته بوده است كه آنها معتقد بوده‌اند : - حركت قهقرائى دو نقطه ى اعتدال در يك روز بمدّت چهل و دو هزار و دويست سال است و آن را روز جهانى مينامند و يك سال شمسى سيصد و شصت و پنج روز را مطابق با يك ثانيه از آن سال دانسته - اند ، پس به حساب آنها يك روز از ايام جهانى پيش از چندين هزار سال از سال - هاى شمسى ما خواهد بود . « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » 53 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى پس از آن كه خداوند آسمان و زمين را آفريد ملك و سلطنتش در نظر ملائكه مستقرّ و منظَّم شد . جبّائى گفته است : يعنى عرش و تخت سلطنت خود را بالا برد . فرّاء و ديگران گفته - اند : يعنى پس از آفرينش آسمان و زمين آهنگ خلق عرش كرد . و از مالك بن انس نقل شده است : معنى استواء معلوم است و چگونگى آن مجهول است و پرسش و بحث در آن خلاف دين است ، و ابو حنيفه گفته است آن را بخوانيد و از تفسيرش در - گذريد . تأويلات : يعنى خداوند بجميع صفات جمال و جلال خود بر قلب محمّد تجلَّى كرد و نمودار شد ، چون دل او عرش و جايگاه خداوند است . تفسير صافى : در احتجاج از علىّ عليه السّلام نقل كرده است استوى تدبيره و علا امره يعنى تدبيرش درست درآمد و كارش تا بلندترين مرتبه رسيد . و از امام