ابراهيم عاملي ( موثق )

161

تفسير عاملي ( فارسي )

خدا وارد بهشت شويد ، و بعضى گفته‌اند : اين جمله از كلام خدا است ، و بعضى گفته‌اند : سخن ملائكه است ، كه به آنها ميگويند برويد ببهشت . فخر : يعنى خدا ، يا ملائكه باصحاب اعراف مىگويند : داخل بهشت شويد . تفسير نيشابورى و روح البيان : بابا جعفر ابهرى بنزديك بابا طاهر عريان رفت و به او گفت : دوش با ياران بر در دوست بوديم و تو را نديديم ، او گفت : تو با ياران بر در بودى ، و من با مخلصان در حضور بوديم ، تو كى توانستى كه ما را بينى ؟ « كَما نَسُوا » تا « ما كانُوا » 50 مجمع : « ما » در هر دو بمعنى مصدر است يعنى فراموش كردن و انكار نمودن . سخن ما : 1 - اين چند آيه بيدار باش است براى مردم غافل كه انسان چنين مراحل در پيش دارد . 2 - جمله ى « لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ » كنايه است از علوّ مقام و بلندى درجه كه كمال آسايش پس از مرگ است و مردم منحرف از آن محرومند . 3 - جمله ى « وَنَزَعْنا » - تا - آخر آيه شايد اشاره باشد بزشتى خوى حسد و كينه توزى كه اين بهره و خوشى كه نصيب مردم خواهد شد ، براى آن است كه اين خوى بد از دلهاى آنها ريشه كن شده است و موجب روانى رودهاى صفا و وحدت و يگانگى شده است و در نتيجه آماده ى هدايت ميشوند و با رهبران و مردم فهميده و خير خواه كينه و حسد ندارند و سخن آنها را مىپذيرند و از راهنمائى آنها استفاده ميكنند و همه ى اينها نتيجه ى صفاى دل است و خلوص انسانيّت . 4 - از ظاهر جمله هاى آيت چهل و شش استفاده مىشود كه مقصود از « عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ » مردم آسوده خاطر و بيدار دل باشد ، چون با اينكه گفته شده است آنها همه ى مردم را از چهره ميشناسند ، و با مردم بهشتى سلام ميكنند ، و اهل جهنّم را كه مى - بينند از خدا ميخواهند كه با آنها نباشند ، پس همه ى اين جمله ها نشانه ى آن است كه آنها آسوده خاطر هستند و داراى لياقت مخصوص كه مىتوانند قيافه - شناس باشند و همچنين بقيه ى رفتار آنها جملگى نشانه ى خوبى و خوشى آنها