ابراهيم عاملي ( موثق )

157

تفسير عاملي ( فارسي )

منتقل ميشوند و گرفتار هستند تا از بدن شتر برسد بتن كرم باريكى كه ممكن باشد از سوراخ سوزن رد شود آنگاه آمرزيده مىشود و آسوده خواهد شد « 1 » . تفسير حسينى اين شعر را نوشته است : گلخنى را تك گلخن بنشانيد كه هيچ در خورش نيست تماشاى گلستان كردن « لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » 41 كشف نوشته : الهى نسيمى دميد از باغ - دوستى دل را فدا كرديم ، بوئى يافتيم از خزينه ى دوستى بپادشاهى بر سر عالم ندا كرديم ، برقى تافت از مشرق حقيقت آب گل كم انگاشتيم ، الهى هر شادى كه بىتو است اندوه آن است ، هر منزل كه نه در راه تو است زندان است ، هر دل كه در طلب تو است ويران است ، يك نفس با تو بد و گيتى ارزان است ، يك ديدار از تو به صد هزار جان رايگان است ، صد جان نكند آنچه كند بوى وصالت . فخر : چون ياد ايمان و عمل صالح شده است در دنباله ى آن اين جمله گفته شده است كه معلوم باشد ، فكر و كار مؤمنين به اندازه ى توانائىشان بوده است نه بيش از طاقت ، و هم كنايه است بكافران كه نيكوكارى و سعادت به اختيار است و آسان و اين خوشى را اين مردم به آسانى بدست آورده‌اند و رنجى براى آن نبرده‌اند . « وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ » 42 ابو الفتوح نوشته است : مراد تصفية الطَّباع باشد باسقاط و ساوس و به دادن هر چه آرزوى او باشد ، تا تمنّاى حال غيرى نكند ، حقّ تعالى وصف اهل بهشت كرد : چون ايشان در بهشت حاضر آرم ، آنچه در دل ايشان از غلّ و حقد و حسد و غيظ يكديگر از دلهاى ايشان بر كنم و برون آرم ، در خبر ميآيد كه آن را كه از او كمتر ملك و ملك نباشد در بهشت ملكش از همه ملك دنيا بيش بود ، و چنان گمان برند كه آنچه او راست كس را نيست .

--> ( 1 ) در نظر دانشمندان و اهل ادب اين جمله يعنى « حتّى يلج الجمل فى سمّ الخياط » مثلى است كه عرب در هنگاميكه كارى يا عملى يا شرطى و قوعش محال عقلى است به كار ميبرد چنان كه در فارسى گويند « مگر پشت گوشت را ببينى » يعنى هرگز نخواهى توانست بچنين چيزى دست يا بى . در حقيقت معنى آيه اينستكه محال است اينان ببهشت روند . ( مصحح )