ابراهيم عاملي ( موثق )
133
تفسير عاملي ( فارسي )
طفيل هستى عشقند آدمى و پرى كه جام جم ندهد سود گاه بيبصرى مىصبوح و شكر خواب صبحدم تا چند ؟ بعذر نيمشبى كوش و ناله سحرى بكوش خواجه و از غيب بىنصيب مباش كه بنده را نخرد كس بجرم بيخردى سخن ما : 1 - از آيت اوّل « يا آدَمُ اسْكُنْ » تا آخر بخاطر انسان مىآيد كه اين جمله ها علاوه بر آنچه گفتهاند و نوشتهاند ، شايد اشاره باشد به آنچه انسان در زندگى ناگزير است و بايد به آن رفتار كند : اوّل - آرامش نر و ماده بوسيله ى يكدگر دوّم - از تمام حظوظ زندگى بايد بهره مند شود ، سوّم - انسان در زندگى و حيات ناگزير از خوددارى و مواظبت و كف نفس است و گر نه گرفتار زيان است و نابودى . 2 - آيت دوّم جمله ى « فَوَسْوَسَ لَهُمَا » اشاره است كه انسانى گرفتار تحريكات درونى بسوى خواسته هاى خود مىشود بخصوص كه از آن منعش كنند ، و بعلاوه كه اگر زن و موجودى ضعيفتر از خود و با نفوذ و مؤثّر همدم و مونس و محرّك او شود ، كه اگرچه وسوسه از شيطان باشد ولى چون دو نفر زن و مرد طرف شيطان شوند و زن نفوذ در مرد دارد ، البتّه او را بسوى هوى و هوس زودتر و بيشتر رهبرى مىكند تا اراده ى شخصى خود مرد . 3 - جمله ى « لِيُبْدِيَ لَهُما » بما ميفهماند : نتيجه ى كشش دل بسوى اميال و خواسته ها پيدايش و نمودارى پوشيده ها است و رسوائى ، و ريختن آبرو ، 4 - جمله هاى « إِلَّا أَنْ تَكُونا » تا « فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ » شايد اشاره باشد به آنچه انسان در برابر حرص و طمع و هوىپرستى و بيباكى ، براى خود عذر ميتراشد ، و بهانه مييابد و خود را معذور و مجاز در كار خود ميشمارد ، بطور مثال : در مملكتى كه رشوه ، تملَّق ، نقض قانون ، وضع قانون بسود دسته اى معيّن ، بيباكى در كار - دين و دنيا رواج است اگر ما هم رشوه اى بگيريم يا كمكى بستمكارى بكنيم چه ضرر