ابراهيم عاملي ( موثق )

128

تفسير عاملي ( فارسي )

جواب آن است ممكن است مقصود شيطان طول مدّت زندگى بوده است ، و يا هنوز آدم از مرگ و قيامت خبردار نبوده است ، 3 - در دنباله ى اعتراض دوّم مى - گوئيم آيا آنها وسوسه ى شيطان را با يقين بدرستى آن پذيرفتند يا به گمان ؟ جواب آن است : بيقين كه آنها تصديق شيطان نكردند و سخن او را باور نداشتند ، و فقطَّ خواسته ى نفسانى و غلبه ى شهوت وادارشان كرد برخوردن از درخت ، مانند ما فرزندان او كه چون اشخاص چيزى را در نظر ما بيارايند ، شهوت وادار مىكند كه به آن اقدام كنيم با آنكه سخن آنها را تصديق نداريم . تأويلات كاشانى : يعنى شيطان آنها را انديشناك كرد كه خود را وابسته كنند بماده ى اصلى آفرينش و طبيعت جسمانى ، البتّه بهره هاى ملكى و ادراك و افعالى جاودانى نصيبشان مىشود ، و مصالح جزئى بىارزش و رنگ آميزى ها و زر و زيور مادى را كه با وسائل مادى و اعضاى بدن بايد بدست آورد در نظر آنها جلوه داد . « وَقاسَمَهُما » 21 طبرى : يعنى براى آنها به خدا سوگند ياد كرد تا گول - شان زد ، و بعضى از اهل علم ميگفته است : آنكه ما را بنام خدا گول بزند ، ما هم از پذيرفتن آن دريغ نداريم . « فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ » 22 ابو الفتوح نوشته است : تشبيه كرد ايشانرا بر كسى - كه بر ارتفاعى باشد ، از آن پايه فرود آيد ، گفت : بغرور و فريفتن ايشانرا از منزلت بلند بر زمين پست فرود آورد ، من قولهم : اد ليت الدّلو اذا ارسلتها في البئر . و دلَّاه براى مبالغه فرمود . تفسير نيشابورى : اين جمله بجاى طمع بيفايده به كار برده شده است ، و اصل اين مطلب چنان است كه كسى پاى خود بچاه دراز كند تا آب برگيرد و آن را نيابد ، ابن عبّاس گفته است : بسوگند آنها را گول زد ، و از عبد اللَّه عمر نقل شده است كه چون ميديد غلامش خوب نماز ميخواند او را آزاد ميكرد ، غلامان او اين خوى او را غنيمت دانسته و براى آزادى مواظب عبادت و نماز ميشدند ، مردم به او