ابراهيم عاملي ( موثق )
119
تفسير عاملي ( فارسي )
جدا است او گفت : « فَبِما أَغْوَيْتَنِي » . مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - چون از رحمت و بهشت خود نا اميدم كردى ، 2 - تو به سجده ى آدم آزمودى مرا ، و من سجده نكردم و گمراه شدم ، پس چنان است كه تو مرا گمراه كردى . 3 - تو حكم بگمراهى من كرده اى 4 - تو هلاكم كردى چون ملعون و مطرودم نمودى ، 5 - تو موجب شرّ شدى كه گمراهم كردى . فخر : بعضى گفتهاند : كلمه ى « ما » بمعنى براى چه ، و پرسش است ، و چنين معنى مىشود : براى چه من را گمراه كردى . كشف نوشته : يكى از علماى دين و اصحاب حديث در مسجد حرام نشسته بود نام وى طاوس . فقيهى قدرى در پيش وى شد . طاوس به چشم انكار در وى نگريست و او را از مسجد بيرون كرد يكى گفت طاوس را ، كه اين مردى فقيه است ، بر وى از چه استخفاف كنى ؟ طاوس گفت : ابليس اغوا و اضلال از حقّ ديد و قدرى از خود ميبيند پس ابليس از او فقيه تر بود . ابو الفتوح : نوشته است : مجبرّه چون انديشه كنى ، اسوء حالا من ابليس است ، براى آنكه ابليس غوايت خود تنها به خدا حواله كرد ، و غوايت همه ى غاويان به خود حواله كرد كه « لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » پس آنكه يك كفر به خدا حواله كند نه چنان باشد كه آنكس كه همه كفرها بخداى حواله كند . « ثُمَّ لآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمانِهِمْ وَعَنْ شَمائِلِهِمْ » 17 ، طبرى : اين جمله چند معنى شده است : 1 - از ابن عبّاس نقل شده است يعنى « مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ » تا آخر به ترتيب چنين است ، آنها را شاكّ و دو دل ميكنم در آخرتشان ، و وادارشان ميكنم بپيروى از خواسته ها و هوسرانيها و در كار دين و وظايف آن سرگردان و حيرانشان ميكنم ، و معاصى و كارهاى زشت را در نظرشان جلوه مىدهم ، سدّى گفته است : به ترتيب كلمات معنى چنين است : به خواسته ها و هوسرانى دعوت ميكنم ، و بدرستى آخرت دو دلشان ميكنم ، و در حقّ و درستى شاكّ ميكنم آنها را ، و بباطل و بيهوده وادارشان ميكنم . و مجاهد گفته است :