ابراهيم عاملي ( موثق )

116

تفسير عاملي ( فارسي )

آدم را با روشنى آتش قياس ميكرد و ميسنجيد ميدانست برترى آن را بر ديگرى و صفا و طراوت آن را بر اين . تفسير صفى اين قياس بود كآورد او به پيش علم حق را هشت و گفت از ظنّ خويش او نديد از خاك عشق و سادگى و آن نياز و نيستى و افتادگى وانكه چون بر عجز خود باشد گواه وانكه چون دارد امانت را بگاه وان گهرها كاندر او بد مختفى كالكن است از شرح و وصف آن صفى وانكه گنج ذات حقّ را شد طلسم جامع كلّ صفات آمد باسم ملل و نحل شهرستانى ص 4 نوشته : در لوح تعقّل چنان نقش كن كه اوّل شبهه اى كه در آفرينش هويدا گشت از ابليس بود ، و منشأ صدور آن استبداد بود براى خود در مقابله ى نصّ الهى ، و آنكه جانب هوى را بر طرف رضاى خدا راجح داشت ، و آنكه ماده ى پيدائى خويش را كه آتش بود بر ماده ى پيدائى آدم كه گل بود بزرگتر انگاشت ، و از اين اصل ضلالت هفت شبهه منشعب گشت ، و در ديگر آفرينش سرايت كرد و از ساير اذهان سر بر زد ، و مذاهب بدعت و ضلال استحداث پذيرفت : 1 - حكمت در آفرينش من چه بود ؟ 2 - چون مخلوق شدم ، تكليف شناخت و طاعت چرا فرمود و در تكليف چه حكمت تواند بود 3 - تكليف طاعت و سجود آدم چرا بود ، با وجودى كه موجب زيادتى معرفت و طاعت من نشده ؟ 4 - چون قبيحى از من صدور نيافت ، الَّا آنكه گفتم « لا اسجد الَّا لك » لعنت من و اخراج از بهشت چه بود ؟ 5 - چون بلعنت مبتلا شدم ، چرا راه داديم بآدم تا آدم را وسوسه كردم ؟ 6 - چون آفريدم ، و مكلَّف شدم و بلعنت و طرد گرفتار شدم و باز به - بهشت در آمدم ، چون در خصومت و نزاع با آدم بودم ، تسليط بر اولاد آدم و اطَّلاع و قدرت من بر ايشان و عجز و درماندگى ايشانرا از من چه حكمت تواند بود ؟ 7 - چون استمهال جستم از چه رو فرصت يافتم چه حكمت در اين مهلت بود ؟ چون شبهات ابليس به اين نسق تربيت يافت ، وحى از كبرياء سبحانى افاضه يافت كه