ابراهيم عاملي ( موثق )
74
تفسير عاملي ( فارسي )
خواهد كرد ، پس از آن به حال خود برگشت و فرمود : « غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » . ابو الفتوح نوشته است : حمّاد روايت كرد از ثابت از عبد الرّحمن بن أبي ليلى كه اين آيت اوّل چنين آمد كه : « لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » عبد اللَّه بن امّ - مكتوم دعا كرد و گفت « اللَّهمّ انزل عذري » بار خدايا عذر من فرو فرست ، خداى تعالى بفرستاد « غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » و بفرمود كه بجاى خود بنه ، و پس از آن بغزا رفتى و گفتى : مرا راست بدارى در برابر دشمن و رايت به من دهى كه من بنگريزم و نتوانم گريختن ، زيد بن ثابت گفت : « غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » آنكه « زمن » نباشد و « مقعد » نبود ، علىّ بن ابى - طلحه گفت : از ابن عبّاس كه مراد به ضرر عذر است هر عذرى كه باشد . كشّاف : زيد بن ثابت گفت : اين كلمه تنها نازل شد كه من ببقيّه منضمّ كردم و سوگند به خدا كه الآن در جلو چشم من است اين قسمت كه بعد ملحق كردم ، در اطراف شكاف و تركى كه به استخوان شانه بود ، و از ابن عبّاس نقل شده است كه اين طور قرائت كرده است « لا يستوي القاعدون عن بدر و الخارجون اليها » و از مقاتل نقل شده است كه او ميخوانده است : « و الخارجون الى تبوك » . « وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى » 95 طبرى از عده اى مفسّرين نقل كرده است : مقصود از كلمه ى حسنى بهشت است ، نيشابورى در تفسير خود نوشته است : يعنى « مثوبة حسنى » عموم مفسّرين نوشتهاند كه اين جمله ميفهماند : جهاد واجب كفائى است و گر نه وعده ى ثواب و بهشت نميداد به همه ى مردم ، چه آنكه بجنگ ميرود و چه آنكه كناره گيرى كند ، و مجمع از مقاتل نقل كرده است : كلمه ى « كلَّا » بمعنى معذورين كناره گير و مجاهدين است نه متخلَّفين غير معذور . « أَجْراً عَظِيماً » 95 ظاهر كلام بعضى مفسّرين مثل طبرسى و طباطبائىّ مفسّر معاصر آن است كه « فضل » بمعنى بخشيد است و « اجرا » مفعول است ، و امام فخر هم اين وجه را نوشته است ، ولى بهتر آن است كه تميز باشد براى نسبت تفضيل - مجاهد بر قاعد چنان كه امام فخر هم اين وجه را نوشته است ، و ابو السعود نوشته است : مفعول مطلق و مصدر تأكيدى است براى « فضل » و كلمه ى « درجات » كه مصدر مناسب