ابراهيم عاملي ( موثق )

67

تفسير عاملي ( فارسي )

همزه ( خطا ) مثل عمى و معنى اين است : بدون قصد انجام دهد مثل اينكه تير بزند به طرف كافر و ناگهان به مسلمان بخورد ، و يا به خيال اينكه او كافر است تير بزند و معلوم شود مسلمان بوده است . « فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ » 92 مجمع : يعنى غلامى آزاد كند كه از مال خود قاتل باشد و مسلمان بحدّ بلوغ رسيده باشد ، پس غلام مسلمان غير بالغ و يا غلام كافر آزاد كردن كفاره محسوب نميشود ، و بعضى گفته‌اند هر غلامى كه فرزند مسلمان باشد مىتوانند براى كفاره آزاد كنند . « وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ » 92 مجمع : اگر آنكه بايد ديه بدهد بيابانى و شتردار است و عمده ى سرمايه ى او شتر است ، بايد صد شتر ديه بدهد ، و اگر سرمايه او شتر نيست هزار دينار طلا و يا ده هزار درهم نقره ديه بدهد و « مسلَّمة » يعنى كامل و بىكم و كاست بايد مبلغ ديه بوارثين مقتول به نسبت سهم الإرث تقسيم شود . طبرى : مكحول گفته است : ديه كم و زياد ميشد و هنگام وفات پيغمبر هشتصد دينار بود عمر انديشيد كه شايد پس از مرگش مراعات حقوق مردم نشود ، ديه را تثبيت كرد بر دوازده هزار درهم پول نقره يا هزار دينار طلا . مجمع : ظاهر آيه ميفهماند كه بايد قاتل از مال خودش ديه بدهد لكن از سنت و روش پيغمبر و اتّفاق علماى مسلمين بر ما معلوم شده است كه ديه بر عهده ى عاقله است يعنى برادرها و عموها و عموهاى پدر قاتل يا اولاد آنها ، و عبد اللَّه مسعود از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است : پسر نبايد ديت قتل خطاى پدر را بدهد ، و نيز پدر نبايد ديت قتل خطاى پسر را بدهد ، و اين حكم بپرداخت ديه از مال آن نبايد جريمه ى شخص بىگناه دانست در برابر گناه مجرم ، زيرا ديت قتل خطا براى مجازات قاتل نيست ، بلكه حكمى است شرعى براى مصلحت مخصوص ، و بعضى گفته‌اند اين حكم براى كومك و همكارى خويشاوندان است در چنين پيشآمدهاى بد ، و تسليم ديه بوارثان مقتول بايد در مدت سه سال باشد كه هر سال يك سوم آن را بپردازند و ملزم نيستند همه را يك بار بپردازند .