ابراهيم عاملي ( موثق )
59
تفسير عاملي ( فارسي )
شديد [ يكىتان مسلمان و ديگرى بيدينشان دانيد ] با اينكه خدا آنها را براى كوشش و كارشان وارونه بكفر و نابودشان كرد مگر خواهيد آن را كه خدا گمراهى ، بسرنوشت كرده راهنما شويد ؟ با اينكه آن را كه او بدنبال انديشه و رفتارش گمراه نمود نتوانيد براى او راهى بيابيد . 89 آنها خواهند شما بمانند خودشان كافر باشيد و برابر پس آنها را دوست نداريد تا از كفر دست بردارند و به راه خدا آيند و اگر نپذيرفتند بگيريدشان بهر جا كه بيابيد و بكشيدشان و هيچ دوست و ياورى از آنان براى خود مپنداريد . 90 مگر آن مردم كه خود را وابسته كنند به آنها كه با شما پيمان دارند و هم آن كسان كه در تنگنا هستند و ناچارند كه با شما بجنگند و يا با خويشان خود و اگر خدا بخواهد [ و سرنوشت شما باشد ] بر شما چيره شان كند و با شما بجنگند پس اگر اين دو دسته كافر از شما كنار ماندند و بجنگ شما نيامدند و دست سازگارى بسوى شما دراز كردند خدا بر آنها براى شما راهى نگشوده است [ و اجازه نداده است آنها را بكشيد ] 91 به همين زودى دسته ى ديگر [ از منافقين ] را بيابيد كه خواهند شما و مردم خود را گول - زنند [ كه با شما مسلمان و با آنها بيدين باشند ] و هر وقت آنها را بآشوب و ناسازگارى و بيدينى برگردانند به زودى آن را ميپذيرند ، اگر اينها از شما بر كنار نماندند و اظهار اسلام نكردند و دست ز آزارتان بازنداشتند پس آنها را بگيريد و بكشيد بهر كجا بيابيد كه شما را بآشكار براينان مسلَّط كردهايم [ چه خود نمودار است كه به نيروى فكر و استدلال و هم بنيروى بدنى و جنگ شما را بر آنان چيره نموديم ] . سخن مفسّرين : « فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ » 88 طبرى : ابن عبّاس گفت : عده اى در مكه اظهار اسلام كردند و با مشركين كمك و دوستى ميكردند ، وقتى براى كارى از مكه خارج شدند و گفتند : ما از ياران محمّد در امان هستيم ، چون مسلمين خبردار شدند كه آنها در مسافرت هستند بعضى گفتند : اينها با دشمنان ما كومك ميكنند بايد آنها را بكشيم عدّه اى گفتند : چرا كسانى كه بعقيده ما و دين ما هستند فقطَّ براى اينكه ، خانه و وطن خود را ترك نكردهاند و نزد شما نيامدهاند ميخواهيد آنها را بكشيد ، پيغمبر ( ص ) شاهد اين گفتگو بود و چيزى نميفرمود ، در آن موقع اين آيه نازل شد .