ابراهيم عاملي ( موثق )

539

تفسير عاملي ( فارسي )

سخن ما : آيت اول بوسيله ى دستور پيغمبر شايد براى رهبرى عموم مردم باشد كه چون خداوند علم و كتاب و وسيله ى پيدا كردن راه صلاح و فساد را ، در اختيار انسان گذاشت ، نبايد پى چيز ديگر برود و در كار خود شاك و مردد باشد ، و حكومت غير خدا يعنى تسليم شدن و دنبال رفتن به غير آنچه خدا رهنمائى كرده و وسيله ى خوشبختى و آسايش قرار داده است ، و اگر در اخلاق مردم دقت كنيم اشخاص متخلَّف از اين دستور زياد مىبينيم كه با بودن وسائل كار ، بسليقه ى كج خود راه بر خلاف عقل و دين و عموم عقلا پيش ميگيرند و سبب بدبختى خود و ديگران ميشوند ، 2 - جمله ى « وَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ » شايد براى تأكيد و تثبيت مطلب اوّل باشد كه مردم كتابخوانده و تحصيل كرده ميدانند راههاى حق و درست را و بايستى گفتار و كردار آنها را دنبال كرد و آن كه خود اطَّلاع ندارد ، نبايد با محروميت برگذار كند بلكه به راه راست ديگران برود ، 3 - جمله و لا تكن من الممترين شايد بوسيله ى خطاب بپيغمبر براى تربيت مردم است كه با بودن وسايل راهنمائى و كتاب و علم نبايد انسان در كار زندگى مادى و معنوى خود شاك و دو دل باشد . 4 - آيت دوم « وَتَمَّتْ كَلِمَةُ تا آخر » ميفهماند كه آنچه بموجب طبيعت و نهاد فطرى بشر براى او لازم است با درستى و راستى معين شده است و اين انحراف و كج - انديشى مردم مولود بىخردى و سوء رفتار خودشان است . پايان