ابراهيم عاملي ( موثق )

530

تفسير عاملي ( فارسي )

حقّ در دل سنگ آنها راه نداشته است كه چنين شده‌اند . سخن ما : 1 - آيت اوّل « وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ تا آخر » شايد علاوه بر راهنمائى مردم آن روز مقصود اين باشد كه با هر دسته و ملت مخالف خود كه انسان رو برو مى - شود نبايد با بيخردى و تعصب آنها را بيازارد كه موجب عداوت و تشديد مخالفت - شود ، و جمله ى « كَذلِكَ زَيَّنَّا » ممكن است براى تثبيت همين مطلب باشد كه آنچه آن ديگرى فكر و كار دارد براى خودش پسنديده است و معارضه و آزار ، كسى را اصلاح نميكند و از كار و فكرش باز نميدارد و نتيجه ى زشت و زيبائى هر كس در عالم ديگر برايش نمودار مىشود . 2 - آيت آخر « وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ تا آخر » شايد اشاره باشد بيك ميل عمومى بشر كه اگر آدمى در فكر و عمل خود بسوئى متوجه شد و چيزى را انتخاب كرد بر خود او و رهبران او بسيار دشوار است كه بتوانند آن مسير و روش كار را عوض كنند ، يك مثل و نمونه ى كوچك : متجاوز از بيست سال است وزارت بهدارى از خزانه ى حمّام جلوگيرى مىكند ، در اين عمل دولت ، حمّاميها و مردم بانواع و اقسام مبارزه كرده‌اند ، تا اينكه با سختى خزانه ها را بستند ، آخرين مبارزه به اين صورت شد كه در روزهاى تعطيل چون بازرسها موظَّف برسيدگى نيستند در بند كوچكى از جلو خزانه باز مى - كنند ، تا هر كس مايل بخزانه باشد آنجا برود در يكى از اين روزهاى تعطيل يك نفر كه عمر زياد نداشته و مستخدم دولتى و تحصيل كرده شمرده ميشده بموجب خوى كهن سال پدر مادرى بخزانه رفته است و چون بواسطه بسته بودن جلو بخار آن زياد است بيچاره خود را نابود كرده است ، و اگر به خوى و روش مردم دقيق شويم همه روزه هزاران نمونه از آن را مىبينيم كه مردم تحصيل كرده و باسواد هم از اين ميل نفسانى و گرفتارى به عادت و تقليد بدور نيستند و هزاران زيان مادى و معنوى را بر خود هموار ميكنند چون از عادت و تقليد خود نميخواهند دست بردارند .