ابراهيم عاملي ( موثق )

506

تفسير عاملي ( فارسي )

موجبات اعتبار خود تنها و جدا شده ، حسن بصرى گفته است : يعنى جدا جدا و تك تك ميآئيد ، زجاج گفته است : يعنى جدا از رفقا و شريكان در گمراهى . « أَوَّلَ مَرَّةٍ » 95 مجمع : جبّائى گفته است : يعنى مانند اوّل مرتبه كه در شكم مادر شما را آفريديم كه نه ياور و كومك كار داشتيد ، اكنون هم مثل آن روز هستيد ، زجّاج گفته است : يعنى اين پيدايش و عالم آخرت شما در قدرت ما مانند ايجاد شما است در روز اول كه شما را آفريديم . ابو الفتوح نوشته است : چنان كه آفريديم شما را تن برهنه و پاى برهنه ختنه ناكرده و علامت نازده ، نه مالى دارى با خود نه عقارى كه در دنيا دين در سر آن كردى و آخرت به آن بفروختى و آنچه من شما را دادم در دنيا رها كرديد و با پس پشت انداختيد از مال و ملك و فرزندان و اتباع و اشياع . « أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ » 95 مجمع : يعنى آنها كه در آفرينش شما با ما شريك هستند . « تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ » 95 ابو الفتوح : قاريهاى مدينه و كسائى كه حفص با زبر و صداى بالاى نون خوانده‌اند و معنى آن است كه رابطه ى ميان شما را با آنچه بريدند و ديگر قاريها با رفع و صداى جلو خوانده‌اند و معنى اين است ، رابطه ى شما خود قطع شد و بريد . چون كلمه بين به معنى فراق و وصال هر دو است و باصطلاح از اضداد است . « وَضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ » 95 مجمع : يعنى باطل و هدر شد آن كه شفيع و ياور خود مىپنداشتيد : و ممكن است اينطور معنى شود : آن كه شما مىپنداشتيد قيامت و حشر و نشر نيست ، هدر شد و باطل و بيهوده شد ، و گمانى باطل و ضايع بود . فخر : از آيت آخر « لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى تا آخر » چند استفاده كرده است : 1 - چون بدن بهمراهى روح بايد كمالات معنوى و سعادت اخروى براى خود فراهم كند ، اگر كسى از اين استفاده خود را محروم كرد ، در عالم ديگر تنها و دست خالى خواهد بود ، اين است معنى « جِئْتُمُونا فُرادى » كه تنها و دست خالى نزد ما