ابراهيم عاملي ( موثق )
496
تفسير عاملي ( فارسي )
كه با همين افكار و عقايد و اعمال پيغمبر سر و كار داشتهاند و اگر كسى از شما اطلاع از جاى ديگر دنيا داشته باشد ، مطَّلع ميشويد كه گفته هاى پيغمبر مطلب تازه و بيسابقه نيست ، و به همين مناسبت در دنباله ى معرفى آنها گفته شده است : « ذلِكَ هُدَى اللَّه » و باز گفته شده است « لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ » براى تشديد مطلب كه برترى اين اشخاص براى آن بود كه مؤمن بودند براهنمائى خدا يعنى به همين كه پيغمبر ميگويد ، و اگر آنها هم مثل شما مشرك مىبودند امروز نامشان به نيكى برده نميشد ، و اگر كار نيك از آنها شنيدهايد بواسطه ى ايمان از آن بهره مىبرند و گر نه هر چه كرده بودند نابود ميشد . 2 - آيت نودم « أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ » يعنى آنها كسانى بودند كه كتاب داديم ، مفسّرين در مقصود از اين جمله بحث بسيار كردهاند ، ما ممكن است بگوئيم : چون در قرآن جمله ى « أُوتُوا الْكِتابَ » كه نظير اين جمله است مكرّر شده است و مقصود ملَّت يهود و مسيحى است كه بكتاب آسمانى معتقد بودند ، و آن را ميخواندند ، در اين جمله هم شايد مقصود همان معنى باشد كه معتقد و پيرو كتاب آسمانى بودهاند نه خوددارى كتاب آسمانى بودهاند ، 3 - رشيد رضا در تفسير عبده مفصّل بحث كرده است كه نوح اوّل پيغمبر بوده است يا آدم ؟ و معلوم است كه اين گونه مطالب نه آن قدر روشن است كه بتوانيم مطمئن شويم باستوارى و درستى آن ، و نه در برابرش وظيفه اى داريم كه ناچار از تتبّع و تحقيق در آن باشيم ، و بنقل چند حديث غير مطمئن نمىتوانيم مجهول چند هزار ساله را كشف كنيم ، و بايستى از اين آيه تنها همان استفاده ى تبليغات بشود كه در آن فهمانده شده است : براى مردمان سابق هم مربّى و پيغمبر و كتاب آسمانى بوده است ، 4 - آيت آخر « فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه » نه منظور لزوم پيروى پيغمبر است از احكام گذشتگان ، بلكه منظور فهماندن بمردم است كه كليّات مسائل توحيد ، و نويد و تهديد بمعاد ، و احتياج براهنمائى بسوى حقّ ، مأموريت عموم پيغمبران است .