ابراهيم عاملي ( موثق )

471

تفسير عاملي ( فارسي )

[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 68 تا 70 ] وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِه وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 68 ) وَما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَلكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 69 ) وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَذَكِّرْ بِه أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّه وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ( 70 ) معنى لغات : يخوضوا - از مصدر خوض بمعنى فرو رفتن در آب ، مخلوط - كردن شراب به آب ، در كارى خود را به زحمت انداختن و اقدام كردن ، در حديث و سخن سبقت گرفتن و سخن گفتن ، ذكرى - بمعنى يادآورى بدل و زبان ، و ذر از مصدر و ذر بمعنى قطع و ترك كردن ، تبسل - از ماضى ابسله ، يعنى تسليمش كرد به هلاكت ، و خدا او را ناروا و حرامش كرد ، در معرض گذارد . حميم - خويشاوند نزديك كه بكارش رسيدگى مىشود ، آب سرد ، آب گرم . جهت نزول : طبرى : سدّى گفت : چون اعراب با مسلمين مىنشستند ، زبان ببد ميگشودند بپيغمبر جسارت ميكردند و قرآن را بريشخند ميگرفتند ، اين آيه « وَإِذا رَأَيْتَ » براى جلوگيرى از اين مجالست نازل شد ، مجمع البيان از حضرت باقر روايت كرده است : چون اين آيه نازل شد و منع شد از همنشينى كافران ، مردم گفتند : اگر بخواهيم از آنها دورى كنيم بايد به مسجد الحرام نرويم و طواف خانه نكنيم اين آيه نازل شد « وَما عَلَى الَّذِينَ » . ترجمه : اى محمّد 68 چون آن كسان را بينى كه خرده گيرى و گفتگو در آيات قرآن ميكنند روى از آنان بگردان تا از در ديگر سخن كنند و اگر ديو از يادت برد و به نشستى چون بيادت آمد با اين گونه مردم ستمكار منشين ، و البتّه 69 از شما كار كافران چيزى دامنگير پرهيزگاران نشود كه فرمان بكناره گيرى براى يادآورى « زشتى كار آنان » بود تا شايد ز كار بد خود پرهيز كنند . و آن كسان كه دين خود سرگرمى و بازيچه دانسته‌اند و زندگى زود گذر گولشان زده است بخودشان گذار و با آيات قرآن يادآورى كن كه روزى برسد آدمى بجاى سود كار خويش به نابودى سپرده شود و جز خدا دوست و ميانجى نيابد و اگر همه دادگريها كند و بهاى جان خود بخشد كس از او نستاند چه اين گونه كسانند گرفتار كرده ى خود شده و ز آب داغ دوزخ نوشابه شان فراهم شده و آزارى دردناك براىشان آماده شده بسزاى بيدينى و بد انديشى ايشان .