ابراهيم عاملي ( موثق )
469
تفسير عاملي ( فارسي )
شامل مسلمانان مىشود ، فخر : زجّاج گفته است : جمله ى « يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً » يعنى كار شما را به يكديگر آميخته مىكند نه براى اتفاق و يگانگى بلكه به صورت آشوب و نفاق و معنى جمله ى « يُذِيقَ بَعْضَكُمْ » همين آشوب است كه چون تيره هاى مختلف شدند يكدگر را ميكشند . ابو الفتوح نوشته است : خباب بن ارت گفت شبى از شبها رسول را مراقبت ميكردم و او نماز ميكرد تا صبح برآمد ، چون روز بود گفتم يا رسول اللَّه دوش نماز بسيار كردى و دگر شبها نديدم كه چنان كردى آن چه نماز بود ، گفت : آن نماز رغبت و رهبت بود ، از خداى تعالى سه چيز بخواستم : دو بداد و يكى منع كرد ، از خداى درخواستم تا دشمن بر من مسلَّط نكند ، بداد مرا اين و بخواستم كه بر ايشان قحط عام نفرستد كه از آن هلاك شوند ، بداد مرا آن ، و درخواستم تا شدّت و بأس ايشان در ميان ايشان نيفكند ، از من دربيخت و نداد مرا آن . « نُصَرِّفُ الآياتِ » 65 مجمع 70 : يعنى آيات را مكرّر ميكنيم و هر نوبت آنها را آشكار ميكنيم و باز نوبت ديگر با دليلهاى مختلف تا شبهه و ترديد نماند و حقيقت روشن شود . « وَكَذَّبَ بِه » 66 مجمع : از جبّائى و بلخى نقل كرده است : يعنى مردم اين تغيير و تنوع آيات را منكر ميشوند ، از هرى و حسن بصرى و جماعتى گفتهاند : يعنى آنها قرآن را دروغ ميپندارند . « لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ » 66 مجمع : جبّائى گفته است : يعنى مأمور نيستم كه شما را محافظت كنم تا كافر نشويد ، و جلوگيرتان باشم از تكذيب آيات و قرآن حسن بصرى گفته است : يعنى مأمور حفظ و جزاى اعمال شما نيستم ، فقطَّ من ابلاغ مى - كنم و جزا و سزا با خدا است ، زجّاج گفته است : يعنى مأمور نيستم كه با شما بجنگم و مانند سرپرست و و كيل از شما باز خواست كنم . تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى كفالت ندارم كه شما را مؤمن شده تسليم به خداوند كنم .