ابراهيم عاملي ( موثق )

460

تفسير عاملي ( فارسي )

كرد . « وَلا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الأَرْضِ » 59 مجمع : يعنى كوچكتر دانه اى كه قابل درك نيست مانند آنچه در تاريكى دل زمين پنهان هست . « وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ » 59 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى آنچه روئيدنى است و غير روئيدنى ، و هم از او نقل شده است : يعنى آب و بيابان ، و بعضى گفته‌اند : يعنى زنده و مرده ، از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : « ورقة » بچه ى سقط شده است ، و « حبّة » كنايه از فرزند است ، و « ظُلُماتِ الأَرْضِ » بچه - دان است ، و « رطب » كنايه از زنده ى تمام است و « يابس » ناقص الخلقة است . « فِي كِتابٍ مُبِينٍ » 59 مجمع : يعنى در لوح محفوظ و حسن بصرى گفته است چون اعمال انسانى لازمتر است كه نوشته و ضبط شود ، اين جمله كنايه است از اينكه چون هر آنچه هست نوشته و مضبوط است پس حفظ و ضبط اعمال مردم بى ترديد است تا بيشتر از بد خوددارى كنند و بخوب توجّه نمايند . بلخى گفته است : مقصود آن است كه محفوظ است و فراموش نميشود ، مثل آنكه كسى را تهديد كنند كه بدانند مجازات و پاداش براى عمل او محفوظ است و تخلَّف ، ناپذير . تأويلات كاشانى : در اين آيه بيانى دارد كه به اين عبارات ترجمه و توضيح مىشود . صوفيان غيب را بر چند درجه مىدانند : 1 - غيب الغيوب كه علم خداوندى است ، و آن را عنايت اوّلى و اوّلين توجّه حقّ بما سوى اللَّه مىنامند . 2 - غيب عالم الأرواح است كه پيدايش و تثبيت صورت كلَّى غير مشخّص همه ى موجودات گذشته و آينده است در عقل كه روح عالم است ، و أمّ الكتاب مىنامند ، و همان است كه قضاء سابق هم ناميده مىشود . 3 - غيب عالم القلوب است كه همان صورتهاى غير مشخّص ، در عالم نفس كلَّى كه قلب و دل جهان است ، و لوح محفوظ نيز ناميده شده است . به صورتهاى فردى تفصيلى و جزئى منقّش و