ابراهيم عاملي ( موثق )
442
تفسير عاملي ( فارسي )
كس را فرا مىگيرد ولى در اين حمله كه اختصاص به ظالم داده شده است براى آن است كه غير ظالم به رسيدن عذاب مستحقّ نعمتهاى ابدى مىشود براى جبران اين آزار در دنيا ، ولى ظالم در دنيا عذاب چشيده است و به عالم ديگر رفته است براى گرفتارى هميشگى . تفسير عبده : مقصود عذاب ملَّتهاى گذشته است كه هر گاه مىرسيده است پيغمبرشان و مؤمنين آسوده بودهاند ، چون در آيت بعد خبر داده شده است از فرستادن پيغمبران و دسته بندى ملَّتهاى آن پيغمبرها و دسته ى مؤمنين متنعّم و كافر و فاسق گرفتار . « فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » 48 تفسير عبده : مقصود آن است كه اگر چه مؤمنين هم اندوهناك و ترسناك مىشدند ، ولى اندوهشان و خوفشان اندك است و موقّت در برابر آسايشهاى آينده بر خلاف كافران كه آسايش اين جهانى اگر باشد در برابر گرفتارى آينده هيچ است . بيان السعادة : چون خوف و حزن از صفات نفس است ، و مؤمن صالح از حدود نفس سفر كرده است و داخل در حدّ قلب شده است كه « مَنْ دَخَلَه كانَ آمِناً » و در اين موقع است كه خوف مؤمن تبديل بخشيت مىشود ( تفاوت خوف با خشيت در اصطلاح عرفان آن است كه خوف ترس از مجازات و بديها است و خشيت ترس و نگرانى از حرمان است و تنزّل درجه ) و حزن مبدّل بشوق مىگردد كه سالك را درد حاصل مىشود ، چنان كه گفتهاند : قدسيان را عشق هست و درد نيست درد را جز آدمى در خورد نيست روح البيان : مالك دينار گفت : سعدون مجنون را در بصره ديدم و احوالش پرسيدم ، گفت : اى مالك چگونه است حال كسى كه سفرى دراز در پيش دارد ، و توشه اى با خود ندارد و به پيشگاه عدالتى مىرود كه چشمپوشى نمىشود ، آنگاه سخت گريست و گفت : سوگند به خدا نه از شوق بزندگى و نه از ترس مرگ مىگريم ولى از آن مىگريم كه روزى از عمرم گذشت و اندوخته اى نكردم . « كارى كنيم ورنه