ابراهيم عاملي ( موثق )
409
تفسير عاملي ( فارسي )
گروند ، 21 و كدام كس ستمكارتر است از آنكه بر خدا تهمت زد و دروغى بست يا نشانه هاى او را دروغ شمرد و البتّه ستمكاران را رستگارى نباشد ، 22 و روزى همه ى آدميان فراهم كنيم و سپس به آن كسان كه انباز براى خدا پنداشتند بگوئيم كجا هستند انبازان شما كه با خدا مىپنداشتيد ؟ 23 آنگاه گرفتارى و رسوائى آنها جز اين نباشد كه گويند به خدا كه پروردگار ما است ما بىدين و مشرك نبوديم بنگر كه 24 چگونه اينان بر خود دروغ گويند [ و كار خويشتن ناپسند دارند ] و آنچه بدروغ مىساختند [ و انباز خدا مىكردند ] از دستشان رفت . سخن مفسّرين : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ » 20 مفسّرين نقل كردهاند : عمر به عبد اللَّه بن سلام ( كه از علماى يهود بود ) گفت : در قرآن است كه شما پيغمبر را مانند فرزندان خود مىشناسيد ، اين معرفت شما چگونه است ؟ او گفت ، به همان اوصاف كه براى او معيّن شده است در هر كجا ببينيم مىشناسيم همانطور كه بچه هاى خود را در ميان ديگر بچه تميز مىدهيم ، و سوگند به خدا او را بهتر مىشناسيم از فرزندان خود ، چون ممكن است مادرهاى آنها خطا كرده باشند ولى او در كتاب ما طورى توصيف شده است كه موجب شناسائى ما مىشود . « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى » 21 طبرى : يعنى مانند بت پرستان كه ادعاى دروغ بر خدائى موجودات كردند ، و يا مسيحىها كه ادعاى فرزند براى خدا كردند . « أَوْ كَذَّبَ بِآياتِه » 21 طبرى : يعنى مانند يهود كه آثار و علائم نبوت را انكار مىكردند . « أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ » 22 مجمع : اين جمله را دو معنى كردهاند : 1 - مقاتل گفته است : يعنى در قيامت مشركين به يكديگر سفارش مىكنند كه شما منكر شويد شرك و اعتقاد خود را ، از اين جهت به آنها خطاب مىشود كه به راز شما آگاهيم شركاى خود را نشان دهيد . 2 - بيشتر مفسّرين گفتهاند : يعنى چون مشركين خدايان فرضى را براى خود سودمند مىدانستند ، در آن روز از آنها پرسيده