ابراهيم عاملي ( موثق )
401
تفسير عاملي ( فارسي )
همه ى ما بىنيازتر باشى ، اين آيه در جواب آنها نازل شد . و براى آيت 19 « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ تا آخر » از كلبى نقل كرده است : مردم مكه بپيغمبر عرض كردند مگر خداوند كسى جز تو نداشت كه برسالت بفرستد ؟ ما كسى نيافتيم كه گواه راستى تو باشد و از يهود و مسيحيها پرسيديم ، آنها گفتند : نامى و يادى از اين شخص در كتابهاى ما نيست ، اگر تو شاهدى بر درستى سخن خوددارى بما معرّفى كن ، آيت « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ تا آخر » در جواب آنها نازل شد . ترجمه : اى محمّد بكافران بگو 12 : آنچه بآسمانها و زمين هست مال چه كسى است ؟ [ خود بپاسخ ] بگو : براى آن خدا است كه مهر ببندگان بر خود استوار دارد و شما را بروز رستاخيز فراهم كند كه دو دلى در آن نباشد ولى آن كسان كه به خود زيان رساندهاند [ چه آماده ى فرمانبرى نشدهاند ] مؤمن نمىشوند ، 13 با اينكه براى خدا است آنچه [ موجود است ] بروز و شب آرام گرفته و او است شنواى دانا . 14 بگو : مگر شود كه جز خدا دوست بدارم كه او پديد آرنده ى آسمانها و زمين است و غذا مىدهد و او خوراك نخواهد . بگو به من فرمان شده است كه من نخستين مسلمان باشم و البتّه تو ز انباز پنداران براى خدا مباش . 15 بگو : ميترسم اگر نافرمانى پروردگار خود كنم گرفتار آزار آن روز بزرگ شوم . 16 و هر كه آن روز آزار از او بگردد خدا به او مهر كرده است و همين است رستگارى نمودار . 17 و اگر خدا تو را بآزار بپسايد جز او كس آسوده ات نكند و اگر تو را به نيكى پسايد او بر همه چيز توانا بود . 18 و او است چيره بر سر بندگان خود كه او حكيم است و خبير . 19 و نيز از بىدينان بپرس . بزرگتر گواهى كدام است خود بگو : خدا ميان من و شما گواه است [ كه انجام پيغمبرى مىكنم و نميپذيريد ] و اين قرآن وحى به من شده است تا شما را ز بد آينده بيم دهم و نيز آن را كه اين قرآن به او رسد [ او نيز چنان است كه از من شنيده ] آيا شما توانيد گواهى دهيد كه با خدا دگر خدايان باشد ؟ خود بگو : من چنين گواهى ندهم و بگو همانا هم او است خداى يكتا و بس و البتّه من از آنچه بانباز خدا آوريد بيزارم .