ابراهيم عاملي ( موثق )

399

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : حاق - از مصدر حيق بفتح حاء و سكون ياء بمعنى فراگير شدن شخص بسزاى گناه خود . ترجمه : [ اى محمّد ، اين تقاضاهاى غلط و بهانه گيرى و مسخرگى اين مردم تو را دلگير نكند ] كه 10 پيغمبران پيش از تو را بريشخند و فسوس گرفتند ، سپس سزاى فسوس آن مسخره مردم دامنگيرشان شد . 11 اى محمّد بگو : در زمين گردش كنيد و آنگاه بنگريد : سر انجام دروغ پنداران بكجا رسيد ؟ [ و سزاى آنان كه سخن حقّ دروغ شمردند چه بود ] ؟ سخن مفسّرين : « ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » 10 مفسّرين براى كلمهء « ما » دو - معنى نوشته‌اند : 1 - مقام پيغمبران و احكام آنها ، و با اين معنى همه ى جمله چنين معنى مىشود : فراگرفت مردمان كافر را مجازات ردّ گفتار پيغمبران و سزاى انكار مقام آنها كه بريشخند و مسخره مىگرفتند ، 2 - تهديد و تخويف پيغمبران به عذاب و آزار منكرين ، و معنى جمله چنين مىشود : مجازات و عذابى كه بمسخره و استهزاء مىشمردند آنها را فرا گرفت . « قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ » 11 در تفسير حسينى نوشته است : يعنى اگر عذاب گذشتگان مسلم نمىداريد . سير كنيد در زمين ، گاهى بيمن ، گاهى بشام و بر ديار عاد و ثمود بگذريد « 1 » . « ثُمَّ انْظُرُوا » 11 مجمع : يعنى با چشم ببينيد ، و بدل بينديشيد و پند گيريد . سخن ما : اين آيه تهديد مىكند اعراب را به آنچه در خاطره ها بوده است و بيشترشان شنيده بودند مانند قضيّه ى عاد و ثمود و سرگذشتهاى هولناك قبايل نابود شده كه در تاريخ آنها را عرب بائده مىنامند .

--> ( 1 ) معنى « سِيرُوا فِي الأَرْضِ » توجّه بتاريخ گذشتگان است و عبرت گيرى از سر انجام كار و كردارشان و طرز تفكّرشان . ( مصحّح ) .