ابراهيم عاملي ( موثق )
393
تفسير عاملي ( فارسي )
زمين شان روان كرديم وز آن پس بسزاى گناهانشان نابودشان كرديم و از پى آنان گروهى ديگر آفريديم . سخن مفسّرين : « مِنْ قَرْنٍ » 4 مفسّرين و بخصوص محمّد عبده نوشته است : مقصود از اين كلمه مردمان مجتمع در يك زمان هستند ، و مقدار زمان قرن همان مدّت متوسّط عمر مردم يك دوره است و نيز قرن را محدود كردهاند به شصت و - هفتاد و هشتاد و صد . و زجّاج گفته است قرن مردم يك دورانى است كه شخص نمايانى در آنها باشد ، مثل پيغمبر يا عالم بزرگ يا پادشاه . « مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ » 6 فخر : مقصود از اين جمله ها اين است : اهل مكّه متوجّه شوند كه ديگران مثل عاد و ثمود و فرعون از آنها ثروتمندتر بودند و نابود شدند و مغرور نشوند ، و در اين آيه سه پرسش ممكن است اوّل - در هلاك يك مردم كه نيكان هم مثل پيغمبران و مؤمنين آنها نيز نابود شدهاند چه عبرت و پندى است ؟ جواب آن است كه هلاكت بواسطه ى فروختن دين به دنيا بوده است كه در نتيجه ى محروميت از دين به عذاب هميشگى گرفتار هستند ، دوّم - آنكه گفته شده است « ألَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا » آيا نديدهاند چقدر نابود كرديم ، در صورتى كه اين مردم كه روى سخن با آنها است آنجا نبودند پس چگونه تصديق كنند ؟ جواب آن است كه قضاياى گذشتگان و افسانه هاى آنها مشهور بوده است و آنها دانسته و شنيده بودهاند . سوّم - گفته شده است : ملَّت ديگرى ايجاد كرديم ، آيا براى پند و عبرت مخالفين چه اثرى دارد كه بدانند كسانى ديگر جاى هلاك شدگان را گرفتهاند ؟ جواب آن است : براى اين يادآورى شده است كه بدانند در قدرت الهى است كه آنها را نابود كند و دارائى و حكومت و شخصيت آنها را به ديگران بدهد . سخن ما : معرّفى منكرين است و پند و عبرت كه به آيت اوّل انكار و استهزاى آنها يادآورى شده است و در دنباله ى آن تهديد بمجازات سوء عمل آنها است و در مرتبه ى سوّم راهنمائى است بتاريخ گذشته كه بايد از آن پند گرفت و مسير فكر و عمل خود را عوض كرد چون گذشته است آموزگار آينده .