ابراهيم عاملي ( موثق )

388

تفسير عاملي ( فارسي )

خلق ما بر صورت خود كرده حقّ وصف ما از وصف او گيرد نسق چون كه آن خلَّاق شكر و حمد جواست آدمى را مدح جوئى نيز خوست خاصه مرد حقّ كه در فضل است چست پر شود زان باد چون مشك درست ور نباشد اهل زان باد دروغ خيك بدريده است كى گيرد فروغ تفسير صفيعليشاه : مر ستايش ذات حق را در خور است كز سپاس و نعت خلقان برتر است مرجع هر حمد و نعتى ذات او است هر ثناگو خود يك از آيات او است قدر هستى هر يكى از ممكنات حمد او گويند از كل جهات قطره گويد حمد او بر قدر خويش بحر كوشد در ثناش از قطره بيش حقّ حمدش را نداند كس تمام غير ذات بىتعيّن و السّلام تفسير نفحة الرّحمان نهاوندى : تمام اقسام چهارگانه ى حمد مختص و ملك خدا است به زبان و دل باشد و يا بحالات و افعال باشد ، و آنها را قولى و قلبى و افعالى و حالى مىنامند ، پس آنكه به زبان حمد كند و يا آنكه در دل با خبر و متوجّه باشد بقدرت و صفات جمال و جلال حقّ ، و يا آنكه از شوق و دلباختگى بحقّ پيوسته در عبادت و طاعت و فرمانبرى است و هر چه مىكند با امر حقّ انجام مىدهد و يا آنكه در همه ى حالات خود سپاسگزار است و آنچه مىبيند و ميشنود و بر سرش مىآيد از حقّ مىداند و مىبيند او خوشنود است ، همه ى اينها اقسام حمد و ستايش خداوند است . « خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ » 1 ابو الفتوح نوشته است : سدّى گفت : مراد بظلمات و نور شب و روز است ، قتاده گفت : مراد بهشت و دوزخ است ، و بعضى دگر گفتند : مراد حقيقت روشنائى و تاريكى و اين اوليتر است براى دو وجه ، يكى براى عموم را و ديگر براى حمل كلام على ظاهره و حقيقته بعضى گفتند كه تقدير آن است كه آسمان و زمين بيافريد و ظلمات و نور آفريده بود پيش از آن .