ابراهيم عاملي ( موثق )
383
تفسير عاملي ( فارسي )
به مسيحيها درست است كه در پاره اى چيزها خدا را هيچكاره مىپنداشتهاند و مسيح و مادرش را آفريننده مىدانستهاند . « إِنْ كُنْتُ قُلْتُه » 199 فخر : حضرت مسيح چون در مقام خضوع و تواضع بود بطور روشن و آشكار نگفت كه من به آنها امر نكردهام و چنين دستورى ندادهام ، زيرا اين طور سخن گفتن مستلزم خودپرستى و تبرئه ى خود است از گفتار ناهنجار و در آن مقام نبايستى خود را به چيزى بشمارد ، از اينجهت بطور ديگر جواب داده است : كه اگر گفتهام تو مىدانى . « إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ » 121 مجمع : يعنى همه در اختيار تو است و من هيچكارهام ، و حسن بصرى گفته است يعنى : اگر عذاب كنى بواسطه ى آن است كه بر كفر باقى ماندهاند ، و اگر ببخشى براى توبه است كه پشيمان شدند و دست برداشتند . ابو الفتوح : اين جمله در برابر آن آيت جلو است كه گفت « أُعَذِّبُه عَذاباً لا أُعَذِّبُه أَحَداً » چون آنجا تهديد به عذاب شده است ، مسيح در جواب گفته است همه در اختيار تو است . فخر : واحدى گفته است كه در مصحف عبد اللَّه مسعود چنين نوشته بوده است : « و إن تغفر لهم فانّك انت الغفور الرّحيم » ولى شيخ من گفت عزيز و حكيم بهتر است از غفور و رحيم ، چون كلمات غفور و رحيم مىفهماند كه متّصف به اين صفات در مواقع احتياج و لزوم بايد چنين حالتى و خاصيّتى را داشته باشد ، ولى عزيز و حكيم مىفهماند تعالى از همه چيز كه هيچگونه لزوم و استحقاق و بايست و نابايست در آن مقام متصوّر نيست ، و اگر با اين مقام مغفرت باشد كرم و بخشش كاملتر است از آنكه غفور و رحيم باشد و ببخشد ، و بعضى گفتهاند ، اگر « غفور و رحيم » گفته مىشد ، كنايه بود از اين كه مسيح تقاضاى مغفرت و رحمت دارد و براى آنها شفاعت مىكند ، ولى با اين جمله فهمانده شده است كه مسيح هيچ دخالت در كار مردم نخواهد داشت و در مقام جواب نيز تسليم كامل خواهد بود .