ابراهيم عاملي ( موثق )
360
تفسير عاملي ( فارسي )
بت پرستى پنهانى گرفتار دارند سخن ميگويد و آنها را رهبرى مىكند . « وَلكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا تا آخر » 106 فخر : ابن عبّاس گفته است : مقصود عمرو ابن لحى خزاعى است كه بر مكّه حكومت ميكرد و نصب بت و حرمت اين چهار دسته شتر و گوسفند را اختراع كرد و همراهان و ياران او كه رؤساى قوم بودند ، و مقصود از اكثر هم كه در آخر آيه است توده مردم و پيروان آنها است . طبرى : بعضى گفتهاند : مقصود از « الَّذِينَ كَفَرُوا » يهود هستند « أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » يعنى بت پرستان . « وَإِذا قِيلَ لَهُمْ » 107 طبرى : يعنى اين بىخردانى كه اختراع به حيره و سائبه ميكنند و خود نميفهمند كه به خدا تهمت ميزنند . « وَلا يَهْتَدُونَ » 107 مجمع : يعنى آنها گمراه هستند ، يا اين طور معنى مىشود : آنها كور هستند و راه صواب را پيدا نميكنند . و اين آيه دليل است كه تقليد جايز نيست و در امر دين بايد پيروى از دليل و برهان كنند ، و چون فرق است ميان علم و هدايت كه علم ممكن است وجدانى و بىوسيله باشد ، ولى راهيابى و هدايت بايد با توضيحات و راهنمائيها باشد ، آن مردم را بهر دو جهت محروم معرّفى كرده است . تفسير حسينى : در ذيل اين آيه اين شعر را نوشته است : از مقلَّد تا محقّق فرقها است اين يكى كو هست و آن ديگر صدا است منبع گفتار اين سوزى بود وان مقلَّد كهنه آموزى بود دست در بينا زنى آيى به راه دست در كورى زنى افتى بچاه « عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ » 108 طبرى : بعضى گفتهاند : يعنى اگر نهى از منكر و امر بمعروف كرديد و از شما نپذيرفتند بر شما باكى نيست ، و كسى براى عبد اللَّه مسعود اين آيه را خواند ، او گفت : براى اين زمان نيست : شما امر بمعروف و نهى از منكر بكنيد و اگر نپذيرفتند بر شما باكى نيست ، و اين دستور براى زمان ديگر است .