ابراهيم عاملي ( موثق )
351
تفسير عاملي ( فارسي )
كردند از آن تا وحش از در خيمه هاشان درميشد و ايشان نيارستند دست بيكى بازنهادن ، از ميانه ى مكّه و مدينه ميرفتند ، خركوهى پيش آمد ، مردى نام او ابو اليسر بن عمرو او را بنيزه بزد و بكشت ، مردم او را ملامت كردند و گفتند : در حال احرام صيد بكشتى ؟ او پيش رسول آمد و اين حال براى رسول صلى اللَّه عليه و آله سلم عرضه كرد ، خداى تعالى اين آيه فرستاد ، و به اين آيه خطاب كرد با مؤمنان ، و قوله « بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ » براى آن به چيزى از صيد گفت و بجمله صيد نگفت ، صيد بر خواست دون صيد بحر ، و بعضى دگر گفتند : حال احرام خواست دون حال احلال . مجمع : در معنى اين جمله « تَنالُه أَيْدِيكُمْ وَرِماحُكُمْ » 3 قول است : 1 - صيد بوسيله ى دست مثل تخم و جوجه و حيوانات كوچك و صيد بوسيله ى نيزه مثل حيوانات و همين معنى از حضرت امام صادق عليه السّلام روايت شده است ، دوّم - ابى علىّ جبّائى گفته است : يعنى شكار در حرم كه از انسان فرار نميكند و با دست نيز ميتوان آنها را بدست آورد . سوّم - آنچه نزديك است و دست رس و يا دور است و محتاج به نيزه به كار بردن . « لِيَعْلَمَ اللَّه » 97 فخر : يعنى با شما رفتارى مىشود و تكليفى بشما مىشود مثل اينكه بخواهند از كسى چيزى بفهمند ، و معنى ديگر اينكه تا خداوند آشكار كند آنچه خود ميداند كه خائف چه كسى است ، معنى سوم هم احتمال دارد كه تا دوستان خدا بدانند و خبردار شوند . « مَنْ يَخافُه بِالْغَيْبِ » 97 ابو الفتوح نوشته است : يعنى تا كى است كه او در خلوت از او بترسد ، آنجا كه مردمان از او غايب باشند ، بعضى دگر گفتند : معنى آن است : تا پيدا شود كه كى است كه در سرّ و خلوت آنجا كه مردم او را نبينند صيدى نكند . « لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ » 98 مجمع : اهل عراق گفتهاند : مقصود هر جور شكارى است و مذهب ما شيعه نيز همين است ، و شافعى معتقد شده است كه شكار