ابراهيم عاملي ( موثق )

34

تفسير عاملي ( فارسي )

امّا از خلق بگريختن آسان كارى است كه اين صفت عابدان و قاصدان است ، كار آن دارد كه با حقّ گريزد ، و نه هر كسى با حقّ تواند گريخت مگر كسى كه عيان او را بار دهد ، و مهر او را پرده بردارد و احديّت او را در كنف عزّت جاى دهد ، چنان كه آن جوانمرد كه بر بو يزيد بسطامى شد ، و از وى پرسيد : آن سهام حقّ كه دلهاى درويشان نشانه ى آن است چى است ؟ آن جوانمرد اين بگفت و سر در جنبانيد ، بو يزيد گفت : اين سؤال تو نيست ، و تو اهل اين سؤال نه اى ، گفت : چرا ؟ گفت : از آنكه اين سؤال حضرتيان است ، و من به حضرت بودم و تو را بر آن درگاه نديدم ، آن جوانمرد گفت : زنهار در غلطى اى بايزيد ، من بدرگاه بودم عيان مرا بار داد ، مهر پرده برداشت احديّت مرا در كنف عزّت جاى داد ، پس غيرت پرده فروگذاشت ، تو بر در بماندى از حال من چه خبر دارى ، گفت : اين را نشانى هست ؟ گفت نشانش اين است كه اينك بدرگاه ميشوم ، بيار اگر شغلى دارى تا تو را پايمردى كنم ، اين بگفت و كالبد خالى كرد ، بو يزيد گفت : آه كه غوث جهان بود امّا در پرده ى غيرت بود و من ندانستم ، و زبان حال بو يزيد بنعت تحيّر ميگويد : آوه كه دلارام دلم برد و گريخت پيمان بشكست و اسب هجران انگيخت تا دلبر و دل باز بچنگ آرم من بس خون كه ز ديدگان فرو بايد ريخت عبده : اين جمله ميفهماند كه لازم است تهيّه ى وسائل حذر از كفّار ، و جنگ با آنها در هر زمانى بمقتضاى خودش اگرچه بوسيله ى طيّاره باشد . « وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ » 72 مجمع : آيه براى معرّفى منافقين نازل شده است ، و كلمه ى « مِنْكُمْ » بمعنى بعضى از شما گفته شده است با اينكه منافق از مؤمنين نيست بمناسبت اين است كه آنها بواسطه ى اظهار اسلام در حكم مسلمين و جزء اجتماع آنها شمرده ميشوند . « مَعَهُمْ شَهِيداً » 72 ابو الفتوح : شهيد اينجا بمعنى حاضر است و مقصود آن است كه در هنگام جنگ و گرفتارى با آنها حاضر نبودم كه گرفتار شوم . « كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَه مَوَدَّةٌ » 73 مجمع : براى اين جمله سه معنى نقل است