ابراهيم عاملي ( موثق )
278
تفسير عاملي ( فارسي )
كنند ، او از دوست مسلمان خود خواست كه از پيغمبر بپرسد مجازات قاتل چى است و گفت اگر او حكم كرد كه قاتل بايد ديه و مال بدهد ما بحكومت او راضى ميشويم و اگر حكم بكشتن قاتل كرد قبول نميكنيم ، اين آيه براى طرز فكر اين جور مردم نازل شد ، و از سعيد بن مسيب نقل شده است : زنى و مردى يهودى كار زشت كردند ، و چون در ميان خودشان مجازات اين كار چنين بود كه با ريسمان قيراندود آنها را ميزدند و صورتهاشان را سياه ميكردند و برخرى وارونه سوار ميكردند ، ولى حكم اصلى تورات آن بود كه سنگ باران شان كنند ، بعد از اين قضيه علماى يهود با يكديگر گفتند به اين مرد مراجعه كنيد اگر حكم به سنگباران كرد قبول نكنيد چون امتيازات شما را خواهد گرفت ، و اگر برسم شما حكم كرد از او قبول كنيد ، آنها آن مرد و زن بدكار را حضور آن حضرت بردند و خواستار مجازات شدند ، آن حضرت به آنها فرمود : عالم ترين مردم خود را حاضر كنيد ، مردى يك چشم بنام عبد الله بن صوريا معرفى كردند پيغمبر او را بمقدسات خودشان سوگند داد كه اگر حكم واقعى تورات سنگسار اين گناهكاران است بگو ، او اقرار كرد كه حكم همين است و اين مردم ميدانند تو پيغمبر هستى ، لكن حسد مانع آنها است كه تو را تصديق كنند ، و او مسلمان شد و پس از اندكى مرتد شد و از اسلام برگشت ، آيه براى آرامش خاطر پيغمبر و عمل عبد الله بن صوريا نازل شد ، و در مجمع نظير همين تفصيل را با مختصر تغييرى از امام باقر ( ع ) نقل كرده است . ترجمه 44 : اى محمد تو را اندوهناك نكند روش آن مردم كه بكفر و بيدينى شتاب مى كنند ، اينان از آن كسان هستند كه به زبان گويند مؤمن شديم و به دلهايشان ايمان نباشد و هم از يهوديان باشند كه سخن دروغ گوش دهند و بسخن مردم ديگر بيگانه زدين و سخنان و دستور حق را زجاى خود ميگردانند [ و بدلخواه خود مينمايانند ] و گويند : اگر اين را ( كه ما گفتيم ) بشما گويند بپذيريد و اگرنه از آن دورى كنيد . [ اينها بفتنه و آزمايش خداوندى گرفتارند ] و آن را كه خدا گرفتارى خواهد تو براى او رهائى زفرمان حق نيابى چه اينان آن كسان بودند كه خدا نخواسته دلهاشان