ابراهيم عاملي ( موثق )

268

تفسير عاملي ( فارسي )

اذا جاءنا السّجّان يوما لحاجة عجبنا و قلنا جاء هذا من الدّنيا يعنى : از دنيا و مردم آن دور شديم ، اين است كه نه مرده‌ايم و نه زنده اگر وقتى زندانبان گذرش به اين جا افتد تعجّب ميكنيم كه چه شده است كه از دنيا به اين جا آمده‌اند ، و خلاصه ى نظر شافعى در معنى « ينفوا من الارض » اين است : آنها كه آدم ميكشند و مال مىبرند اگر گرفتار شدند مجازات ميشوند ، و اگر فرار كردند پيوسته در تعقيبشان بايد بود تا گرفتار و مجازات شوند ، و اين حالت دربدرى و فرار خود نفى بلد و تبعيد است ، كه مفاد جمله ى « أَوْ يُنْفَوْا » تا آخر است ، و اگر خود آدمكش نبوده‌اند ولى جزء آن دسته شده و موجب ترس و آزار مردم و كومك باشرار بوده‌اند در موقع گرفتارى تنبيه و حبس ميشوند ، و تا هر موقع كه گرفتار نشده‌اند فرارى هستند و چون گرفتار شدند بايد حبس و تنبيه شوند ، پس يا فرارى و آواره هستند و يا در زندان و يا هر دو حال ، معنى جمله ى « أَوْ يُنْفَوْا » تا آخر درست و مطابق است . « إِلَّا الَّذِينَ تابُوا » - تا آخر « 37 طبرى : در معنى اين جمله اختلاف است : 1 - مجاهد و ضحّاك گفته‌اند : مقصود مردم كافر است كه پيش از گرفتارى در دست مسلمين از راهزنى و آدمكشى توبه كنند و اسلام هم قبول كنند . 2 - شعبى گفته است : مقصود مسلمانانى است كه راهزنى ميكنند و آدم ميكشند ، اگر پيش از گرفتارى خود امان خواستند و توبه كردند و امام به آنها امان داد ، تمام جنايات گذشته ى آنها بخشيده است ، چنانچه حارثه بن بدر ياغى شد در حكومت حضرت علىّ عليه السّلام مدّتى بمبارزه و جنگ با مسلمين برگذار كرد و پشيمان شد ، از حضرت حسن بن علىّ عليهما السّلام تقاضاى ميانجيگرى كرد حضور امام ، قبول نفرمود : بعبد اللَّه بن جعفر برادر زاده ى آنحضرت متوسّل شد او هم قبول نكرد ، از سعيد بن قيس همدانى خواهش كرد وسيله ى پناهندگى او را فراهم كند ، او قبول كرد ، چون علىّ نماز صبح تمام كرد قيس حضورش شرفياب شد عرض كرد : چيست سزاى آنهائى كه با خدا و پيغمبر ميجنگند و موجب فساد و ناامنى ميشوند ؟ آنحضرت آيه را قرائت فرمود تا