ابراهيم عاملي ( موثق )
260
تفسير عاملي ( فارسي )
ميدهند تا بتوانند پيوسته نيكوكار باشند ، و باز محفوظ بمانند از گناه ظلمت و تيرگى احوال و تبديلات مادّى بدنى و هم از دروغهاى بيهوده و گمراهيهاى مهلك و هم خدا را نگهبان خود ميدانند از پيروى هوس و هوى كه موجب نابودى انسانى است و هم از تسليم بوسوسه ها و تسويلات شيطان و موجبات حرمان . روح البيان : تقوى از صفات دل است ، چون پيغمبر ( ص ) فرمود : تقوى اينجا است ، و اشاره بسوى دل خود فرمود ، و حقيقت تقوى آن است كه انسان پيوسته نگران باشد كه در كار خير و عبادتش تقصيرى بشود ، و نيز بترسد از آن كه در آنچه مىكند غير خدا را منظور كرده باشد . تفسير بيضاوى : يعنى قبول نشدن قربانى تو بواسطه ى خودت هست كه تقوى ندارى پس تقصير من چى است كه ميخواهى بكشى ؟ و در اين جمله اشاره است كه شخص حسود بايد خودش به حساب خودش برسد و بفهمد كه چرا محروم شده است و چه تقصير كرده است ؟ و بكوشد تا آن را جبران كند و مثل ديگران بهره مند شود ، نه اينكه فقطَّ همّتش در زوال نعمت ديگران باشد كه آنها را مثل خود محروم كند كه اين طور فكر و كار علاوه بر آنكه سود ندارد ، زيان آن را خواهد ديد . خواجه عبد اللَّه انصارى گويد : پرهيزكارى شعار اهل ايمان است و شريعت را بر تقوى و ايمان رجحان ، شعر : سرمايه ى طاعت الهى دين است پيرايه ى فقر و پادشاهى دين است داروى درون پرگناهى دين است القصّه ره نجات خواهى دين است تفسير منظوم صفى عليشاه : گر نفرمود از تو قربانى قبول باشد آن از ترك تقوى اى فضول گر نشد مقبول حقّ قربانيت نى زمن باشد ز نافرمانيت جرم من چبود كه بايد كشتنم بى ز تقصيرى به خون آغشتنم سيد احمد خان هندى : چون قابيل زارع بوده است و هابيل گله دار و هر كدام از درآمد سرمايه و كسب خود به خدا هديه كردهاند و بعد از اين قضيّه زراعت