ابراهيم عاملي ( موثق )
256
تفسير عاملي ( فارسي )
دريغا عيش شبگيرى كه در خواب سحر بگذشت بدان قدر وصال اى دل كه در هجران فرومانى ملول از همرهان بودن طريق كاردانى نيست بكش دشوارى منزل به ياد عهد آسانى سخن ما : 1 - آيت 22 جمله ى « آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ » مىرساند كه به ديگرى در عالم پيغمبرى و پادشاهى ندادهاند . و اين درست نيست پس شايد مقصود اين باشد كه تا آن دوران پادشاه درستكار كه از سوى حقّ باشد و پيغمبر از بنى اسرائيل بوده است و در ديگر ملَّتها نبوده است ، و شايد چون آنها از تمدّنهاى ديگر خبر نداشتهاند مقصود اين باشد : به كسى از مردم جهان كه شما ميشناسيد حكومت و پيغمبرى نداديم و شايد در هر جا كه كلمه ى عالمين گفته شده است اين معنى منظور باشد چون آفرينش بىآغاز و انجام را چگونه مردم ميتوانستهاند درك كنند تا براى - شان حكمى بر آن شود و يا توصيف آن كنند . و هم اكنون كه آدمى سفينه ى فضائى به كرات ديگر ميفرستد از كلمه ى « رَبِّ الْعالَمِينَ » تا چه اندازه ميتواند درك كند كه در آن دوران چيزى از اين كلمه بتواند بخاطر خود مجسّم كند پس اين گونه كلمات در هر روزگارى يك سنخ فهم مردم آن است . 2 - جمله ى آخر « فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ » بمناسبت كلمه ى فاسقين شايد اشاره باشد به اين كه اگر مردمى از راه سركشى و هوا - پرستى گرفتارى براى خود فراهم كردند ، لايق نيستند كه كسى غمخواريشان بكند ، تا آنگاه كه از كارى پشيمان نشده و فاسق باشند ، چون گرفتارى خواه مادّى و خواه معنوى ، چه نفسانى و چه اجتماعى اگر مولود بدكارى بود قابل اصلاح نيست مگر آنگاه كه از اصل و موجب پيدايش علاج شود ، پس تا آنگاه كه بر فسق باقى هستند قابل غمخوارى و علاج نيستند . شيخ صفى عليشاه در تفسير منظوم خود گفته است : ز امر موسى چون همى سر سروازدند لايق آن تيه و آن حيرت شدند