ابراهيم عاملي ( موثق )
251
تفسير عاملي ( فارسي )
شما عذر نياوريد كه چون رهبر نداشتيم منحرف از دين و زندگى شديم ، در برابر اين جمله ها ممكن است گفته شود : چه جهت داشته است كه پيغمبر نبوده است و بعد پيدا شده است ، اگر لازم بود ، چرا آن مدّت نبوده است ، و اگر لازم نبوده است چرا آمده است ؟ در جواب اين اعتراض يا سوء تفاهم ممكن است بگوئيم : مثنوى در دفتر ششم حكايت شبگردى سلطان محمود غزنوى با دزدان ميگويد : ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سما است جنس خود را همچو كاه و كهربا است معده نان را مىكشد تا مستقر مىكشد مر آب را تفّ جگر چشم جذّاب بتان ز اين كويها است مغز جويان از گلستان بويها است در اين كره ى زمين كه انسان زندگى مىكند ، اجناس و افراد موجودات به - تناسب احتياج و استعداد لوازم بقا و تكامل آنها آفريده شده است ، و در هر زمان و در هر محيط و سرزمين احتياجى است و وسائلى كه بتناسب يكديگر آفريده شده است و البتّه يكى از نيازمنديهاى انسان مربّى و راهنما است براى مصلحتهاى اجتماعى و قوانين زندگى ، و هم براى توجّه بعالم ديگر كه بتناسب ممالك و ملل كم و بيش بوده است چنان كه پيدايش دين موسى و مسيح و زردشت و بودا و كنفسيوس به موجب مقتضيات زمان و افكار مردم و ملَّتهاى مختلف بوده است ، و چون در جمله ى مورد بحث روى سخن ما با يهود و مسيحيان حجاز و جزيرة العرب بوده است ، و تا مدّت زمانى كم و بيش ميان مردم بمقتضاى زمان و سرزمين ، آداب و قوانين و افكار پيشوايان يهودى و مسيحى بوده است ، از اين جهت گفته شده است : « عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ » يعنى تا وقتى كه آثار و نمونه از تعليمات پيغمبران باقى بود دوران انقطاع پيدايش پيغمبران بوده است ، و چون بمقتضاى زمان ، افكار مردم مهيّا شد براى پذيرفتن احكام و آداب و قوانين بيشتر و مفصّلتر و بهتر ، آن فتره و انقطاع مرتفع شد و رسولى فرستاده شد مجهّز و آماده براى تربيت بشر تا قرنهاى متمادى و ادّعاى بعضى مورخين كه ايران از قشون عرب نترسيد و شكست نيافت ، بلكه دين او را پسنديد و به آن گرويد ، شايد مربوط و مولود همين مطلب باشد كه چون آداب و افكار