ابراهيم عاملي ( موثق )
229
تفسير عاملي ( فارسي )
ديده مىشود و مذهب ابو حنيفه نيز همين است ، و مجاهد و انس مالك و سعيد ابن جبير و شافعى گفتهاند : زير موى صورت و داخل دهان و بينى و قسمت جلو دو گوش هم جزء صورت است و بايد شسته شود . « وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ » 6 مجمع : واحدى گفته است : بيشتر علماى علم نحو گفتهاند : كلمه ى « الى » بمعنى با مىباشد ، چنانچه در اين آيه « الى » بمعنى با به كار رفته است « مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّه » يعنى چه كسانى با خدا موافق هستند در يارى من ، پس مرفق و آرنج هم بايد شسته شود و بيشتر فقهاء همين عقيده را دارند ، زجّاج گفته است : چون مرفق حدّ شستن است ، پس لازم نيست آن را بشوئيد و اگر لازم ميبود كه شسته شود آن را حد قرار نميدادند ، و ميگفت فقطَّ دست را بشوئيد ، اگرچه گفتار زجّاج درست است لكن مسلمانان اتّفاق كردند كه اگر مرفق شسته شود وضو صحيح است ، و اگر شسته نشود اختلاف دارند در درستى و نادرستى آن و هم اتّفاق دارند كه اگر دست را از مرفق و آرنج تا سر انگشتان وضو صحيح است ، ولى اگر از سر انگشتان آغاز شود و بآرنج ختم شود ، كه وضو درست است يا نادرست . امام فخر و نيشابورى : بعضى گفتهاند : بايد از سر انگشتان دستها را بشوئيد تا آرنج ، چون در آيه گفته شده است : بشوئيد تا مرافق ، ولى بيشتر فقها گفتهاند : اگر از آرنج بشوئيد صحيح است ، چون اسم مرافق براى حدّ شستن است ، نه براى ترتيب در شستن . فخر : در ذيل اين جمله چند مسئله آورده است : 1 - شافعى لازم دانسته است اعضاء وضو به ترتيب شسته شود ، ابو حنيفه و مالك لازم ندانستهاند ، 2 - اگر كسى دستش از پائين آرنج جدا شده باشد بايستى آنچه مانده است براى وضو بشويد ، و اگر از بالاى آن جدا شده باشد جاى شستن نمانده است و نسبت به - آن تكليفى ندارد ، و اگر از خود آرنج جدا شده باشد ، شافعى گفته است لازم است سر استخوان بند را به آب تر كند و بپسايد ، چون همان اندازه ، جاى شستن