ابراهيم عاملي ( موثق )

222

تفسير عاملي ( فارسي )

و گوشت و كشتار براى مردم موجب نگرانى بوده است اين آيه بپيغمبر ( ص ) خطاب شده است : « قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ - دَماً مَسْفُوحاً » يعنى : بگو اى پيغمبر هيچ خوردنى حرام نيست مگر مردار و خون و روايات زياد هست بر جواز خوردن كشتار يهودى و مسيحى ، و نيز اصحاب و تابعين اتّفاق داشته‌اند بر اين مسئله ، و زن يهودى براى پيغمبر گوشت زهر - آگين هديه برد و آن حضرت ميل فرمود : و اصحاب پيغمبر در شام گوشت كشتار مسيحيها را ميخوردند و كسى زشت نمىشمرد ، ولى بعضى علماى شيعه معتقد هستند كه چون يهودى و مسيحى مشرك هستند ، خوردن كشتارشان و ازدواج با آنها حرام است ، و استدلال كرده‌اند به اين آيه « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه . . . وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِله إِلَّا هُوَ سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ » بضميمه ى اين آيه كه منع از ازدواج با مشركين شده است « وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ » كه خلاصه ى معنى اين است : اين مردم علماى خود را خدا پنداشته‌اند با اينكه بايد خداى يكتا را بپرستند ، و همسر نكنيد زنهاى مشرك را تا آنگاه كه مسلمان نشده‌اند . و عمده استدلال شيعه در اين مسئله همين آيه است و جواب آن است كه : شرك و عقيده بخدايان كه در قرآن مردم توصيف و توبيخ به آن شده‌اند مقصود اهل كتاب نيست ، بلكه دسته ى ديگرى است غير از آنها چون در اين آيه ها آنها را جدا نموده و دو دسته شده‌اند : « لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ » يعنى آن كسانى از اهل كتاب كه كافر هستند و نيز مشركين هيچكدام دستبردار از عقيده ى خود نيستند مگر آنگاه كه در عالم ديگر آشكارا زشتى كار خود را مشاهده كنند . و اين آيه « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصارى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا » يعنى كسانى كه مؤمن هستند و مسيحى و يهودى و صائبى و زردشتى و مشرك . پس در اين آيه عقايد مردم به شش دسته تقسيم شده است كه مشرك دسته ى جدائى در برابر پنج دسته ى ديگر نام برده شده است ، و بر فرض كه در آيت مورد