ابراهيم عاملي ( موثق )

214

تفسير عاملي ( فارسي )

ميدانند و ديگران حلال . « وَما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه » 3 ابو الفتوح نوشته است : و آنچه بر كشتن آن نام خداى نبرده باشند كه از شرط استحلال ذبيحه آن است كه كشنده نام خداى برد ، و اگر فراموش كند و در نيّت و اعتقاد او وجوب آن باشد روا باشد ، و بايد تولَّى ذبح آن ، مسلمانى كند از هر فرقه كه باشد ، و از شرط استحلالش نيز آن است كه روى او به قبله آرند ، در حال سعه و اختيار اگر متعمّدا رها كند حلال نباشد . « وَالْمَوْقُوذَةُ » 3 فخر : يعنى آنكه بزنندش تا بميرد ، و مانند آن است آنچه با گلوله ى گل بميرد ، چون مثل خفه شده است و مردار كه خون از بدنش جدا نشده باشد . عبده : اين گفته ى امام كه بگلوله ى از گل كشته شود حرمتش را فقها تصويب كرده‌اند ، براى فرموده ى پيغمبر : اين گلوله ها نه آدم ميكشد و نه شكار مىكند و فقط دندان ميشكند و چشم كور مىكند ، اين حديث علَّت حرمت را بيان كرده است كه چون كشنده نيست وسيله ى كشتن شمرده نميشود و حلال نيست ، لكن گلوله ى فلزى مشمول اين حديث نميشود و آنچه به آنها كشته شود حلال است ، چنانچه فقهاى متأخّر كه دقيق هستند حلال دانسته‌اند ، اما آنچه امام ادّعا كرده است كه چون خون از « موقوذه » جدا نميشود حرام است ، صحيح نيست ، زيرا از آن حيوان كه درنده پاره اش كند و ذبح شود ، خون خارج نميشود ، و بصريح آيه حكم به - حلَّيّت آن شده است ، پس غير آنچه بگلوله ى از گل كشته شود حلال است اگرچه خون از آن جدا نشود ، و چون صيد با گلوله ى گلى بواسطه ى تصريح بعلَّت حرمت كه در حديث پيغمبر گفته شده است حرام است ، پس آنچه با غير آن وسائل كشته شود حلال است . « وَالْمُتَرَدِّيَةُ » 3 مجمع : اگر حيوان بچاه افتد كه نتواند بطور مشروع سر آن را ببرند روا باشد با ضربت كارد بكشندش و گوشتش حلال است . « وَما أَكَلَ السَّبُعُ » 3 مجمع : از ابن عبّاس نقل شده است : « اكيل السّبع » .