ابراهيم عاملي ( موثق )
212
تفسير عاملي ( فارسي )
بدرون نميآئى ؟ بپاسخ گفت : ما به خانه اى كه تصوير و يا سگ باشد وارد نميشويم ، چون وارسى كردند در يكى از خانه ها توله سگى بود ، پيغمبر به ابو رافع فرمود تمام سگهاى مدينه را بكش ، چند نفر خدمت پيغمبر رفتند و عرض كردند : كدام يك از اين حيوان كه فرمودى بكشند نگاهداريم و از آن استفاده كنيم ؟ اين آيه در جواب ايشان نازل شد . و شعبى نقل كرده است : عدىّ بن حاتم گفت : مردى خدمت پيغمبر ( ص ) آمد و پرسيد : حيوانى را كه سگ شكار كند چه طور است ؟ آن حضرت ندانست چه جواب بگويد تا اين آيه نازل شد ، و از سعيد بن جبير نقل شده است كه عدىّ ابن حاتم و زيد بن مهلهل به آن حضرت عرض كردند : ما با سگ و باز شكار ميكنيم و آل ذريح سگهائى دارند كه گوزن و خر وحشى و آهو شكار مىكند ، و خداوند مردار را حرام كرده است ، پس چه قسمت اين طور شكارها بر ما حلال است ؟ اين آيه براى تعيين تكليف آنها نازل شد . ترجمه : اى مسلمانان حرام است بر شما مردار و هم خوردن خون و گوشت خوك ، و نيز آنچه در هنگام سر بريدن ، با نام غير خدا كشته شود ، و آن حيوان كه خفه اش كنند و آن را كه بزنند تا بميرد ، و آنچه از بلندى بيفتد و بميرد ، و هم آن حيوان كه بشاخ همجنس خود بميرد ، و نيز شكار نيمخورده ى درندگان مگر كه زنده بچنگ آوريد و سر ببريد و حرام است خوردن آنچه براى بتها قربانى شود و نيز ناروا بود كه دست بقمار بريد و با چوبه هاى تير بهره ى خود نمودار كنيد و يا با تيرهاى غيبگو سرنوشت خود بيابيد كه همه ى اينها زشت است و بدكارى [ پس از اين دستورهاى ] امروز آن كسان كه كافرند ، از دين شما نااميدند [ كه مانند آنها شويد ] پس از ايشان نترسيد و از من بترسيد كه امروز دين شما را براىتان كامل كردم و نعمت خود بر شما تمام [ كه آنچه شايسته بوديد بشما دادم ] و دين اسلام را براى شما دينى پسنديده نمودم . پس [ از آنچه برشمردم دورى كنيد مگر ] كسى كه ناچار در تنگنا باشد نه بدنبال گناه [ به چيزى از آنها دست برد ] البتّه خداوند آمرزنده است و مهربان . اى پيغمبر مردم از تو ميپرسند چه چيزها بر آنان روا بود