ابراهيم عاملي ( موثق )
193
تفسير عاملي ( فارسي )
افروختيم ، يكى در دل ، يكى در پيش ، آنچه در پيش چراغ سنّت است كه عين برهان است و آنچه در دل ، چراغ ايمان است و نور تابان است ، خنك آن بنده اى كه ميان اين دو چراغ روان است ، عزيزتر از او كى است كه نور اعظم در دلش تابان است ، و ديده و روى دوست ديده ى دل او را عيان است ؟ يك نفس با دوست به دو گيتى ارزان است ، يك ديدار از آن دوست به صد هزار جان رايگان است : جان نيز بنزد تو فرستيم بدين شكر صد جان نكند آنچه كند بوى وصالت بيان السعادة : در جمله ى اوّل گفته شده است : برهان بسوى شما آمد ، در جمله ى دوّم گفته شده است : ما نور را براى شما فرستاديم . در تفاوت الفاظ و كلمات اين دو جمله اشاره است به اين كه نور ولايت محمّد برتر است از برهان و رسالت آن حضرت . « وَاعْتَصَمُوا بِه » 175 فخر : يعنى آنها كه پناهنده به خدا شدند تا بر دين خود ثابت بمانند و از وسوسه ى شيطان محفوظ و مشمول فضل خداوند شوند و به راه راست هدايتشان كند ، در برابر چنين فكر و عمل سه پاداش به آنها وعده داده شده است : اوّل فضل زان پس رحمت و در آخر هدايت . ابن عبّاس گفته است : رحمت بهشت است ، و فضل آن است كه خدا ميبخشد بمردم آنچه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده است ، پس از نقل سخن ابن عبّاس نوشته است : رحمت و فضل آن است كه در بهشت نصيب آدمى مىشود ، و هدايت انوار عالم قدّس و كبريا است كه روشنائى بخش بارواح عاليه ى بشرى است . بيان السعادة : جمله ى « آمَنُوا بِاللَّه » اشاره است ببيعت عمومى مردم با پيغمبر ، و جمله ى « اعْتَصَمُوا » اشاره است ببيعت عدّه ى مخصوص با علىّ عليه السّلام . سخن ما : 1 - كلمه ى « بُرْهانٌ » اشاره است كه پيغمبر ( ص ) بواسطه ى سابقه ى خانوادگى و تربيت در محيط وحشيگرى عرب با اين خوى و عقل و رهبرى ، خودش دليل و برهان است بر درستى و استوارى خودش ، و اينجور شخص خود دليل