ابراهيم عاملي ( موثق )
183
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : تعلوا - از مصدر غلوّ بمعنى زياد شدن ، بالا رفتن سختى و پافشارى كردن . القى - از مصدر القاء بمعنى انداختن ، ابلاغ كردن ، رساندن روح ، جان و وسيله ى حيات و زندگى حيوان . انتهى - از مصدر انتهاء بمعنى به آخر رسيدن ، خوددارى كردن ، ابلاغ كردن و رساندن . سبحان - منزه است و پاكيزه است . يستنكف - از استنكف يعنى خود را بزرگ شمرد و بواسطه ى غيرت و تكبر ، از چيزى خوددارى كرد . يحشر - از مصدر حشر ، بمعنى جمع كردن ، از وطن بيرون كردن ، از جائى به جائى منتقل كردن . ترجمه 171 : اى كسانى كه با كتابهاى آسمانى سر و كار داريد ، در دين خود غلو نكنيد و [ اندازه نگاه داريد ] و جز حقيقت نگوئيد و چيزى به خدا نبنديد چه همانا مسيح پسر مريم ، پيامبر خدا است و كلمه ى آفرينش او كه بمريم رساند و روحى است از سوى حقّ پس به خدا و پيامبران او بگرويد و نگوئيد : خداى ما فراهم است از سه . و ز چنين انديشه خوددارى كنيد كه بسود شما است چه خدا يكى است و بدور است او كه فرزندى باشدش و همه ى آنچه در آسمانها و زمين است از او است و او خود بس بود كه نگهبان آفرينش باشد . 172 هرگز مسيح ننگ ندارد و خوددارى نكند كه بنده ى خدا باشد و نه فرشتگان بلند پايه ى نزديك بحقّ و آنكه خوددار از بندگى خدا بود و گردن فرازى كند به زودى آنان را همگى بسوى خود فراهم كند 173 و آنها كه گرويدند و كارهاى شايسته كردند مزدشان بدرستى دهد و از بخشش خود براى - شان بيفزايد و آنان كه خوددارى و گردن فرازى كردند بآزارى دردناك گرفتار - شان كند و جز خدا دوست و ياور براى خود نيابند .