ابراهيم عاملي ( موثق )
16
تفسير عاملي ( فارسي )
قضاوت به غير حقّ است ، و تمام اخلاق حسنه نتيجه ى قضاوت بحقّ است . 3 - در جمله هاى « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » آنچه از كلمه ى « أُولِي الأَمْرِ » بقرينه ى « الف و لام » در آن روز فهميده ميشده است شايد همان باشد كه عموم مفسّرين نوشتهاند يعنى رئيسهاى قشونى كه پيغمبر ( ص ) معيّن ميفرمود و علما و ديندارها و اصحاب پيغمبر و امرا و فرماندهان ، چون از ظاهر كلمه ى « أُولِي الأَمْرِ » صاحبان اين كار فهميده مىشود ، و در آن دوران مقصود از اين كار همان كارهاى دين و پيشرفت مسلمين بوده است و صاحبان اين كار و عمل همان مردم نامبرده ى بالا بودهاند ، و گفتار مختلف مفسّرين شايد مخالف با ظاهر مفهوم از الفاظ اين جمله نبوده است ، زيرا اصحاب پيغمبر و جماعت مهاجر و انصار و حافظين قرآن و مأمورين بجنگ با قبائل همه ى اين نامها شامل يك عدّه ى محدودى است كه نزديكترين مردم بپيغمبر ( ص ) بودهاند و دست اندر كار دين و پيشرفتها و جنگها بودهاند و بخصوص كلمه ى « مِنْكُمْ » خوب روشن مىكند كه لازم است اطاعت متصدّيان كار كه از خود شما مسلمين و پيش قدم در اين كار هستند ، ليكن بايد بفهميم پس از فوت پيغمبر و انقراض آن دوره تا امروز كلمه ى « أُولِي الأَمْرِ » چه كسى را نشان ميدهد كه فرمان بردن او بموجب قرآن و وحى بپيغمبر ( ص ) همانند خود پيغمبر ( ص ) واجب باشد ؟ البتّه فهم اين معنى و پيدا كردن اين طور آدم بسيار مشكل است ، و آيا دين اسلام با اين جمله چطور حكومتى براى مردم معيّن كرده است ؟ و در اينجا بايد براى آشنائى ذهن چند مطلب بنويسيم : اوّل : بقول منتسكيو : هر كس اگرچه معلوماتى نداشته باشد ميتواند اين سه طرز حكومت را از هم جدا كند و بشناسد : 1 - حكومت جمهورى ، 2 - مشروطه 3 - استبدادى و فردى ، منتسكيو : در عيبجوئى از حكومت استبدادى نوشته است : مردى كه حواس خمسه ى او دائما به او ميگويند : او همه چيز است و ديگران هيچ ، طبعا تنبل و شهوتپرست و جاهل خواهد بود . و باز در روح القوانين ص 291 چاپ دوم نوشته است : چون در حكومتهاى سلطنتى شخص پادشاه خود را ما فوق قانون ميداند كمتر نيازمندى بتقوى و پاكدامنى در خود احساس مىكند ، ليكن در حكومت توده كه