ابراهيم عاملي ( موثق )
149
تفسير عاملي ( فارسي )
الميزان استفاده از تفسير عبده باشد . سخن ما : 1 - قيد جمله به كلمه ى « جهر » براى آن است كه در دل گذشتن و انديشيدن بد اختيارى نيست ، تا موجب بغض خدا باشد ، پس آشكار كردن بد نزد خدا مبغوض است ، و كلمات « بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ » عامّ و فراگير همه ى سخن - هاى زشت و بد است ، و دوست نداشتن خدا ، يعنى بر خلاف آنچه خداوند آدمى را آفريده و بدان سرشته است ، و نتيجه ى معنى جمله چنين مىشود : بلند و آشكار سخن بد گفتن ، بر خلاف مصلحت و قانون آفرينش و پرورش بشر است ، پس هر سخن كه در دين و اجتماع و نظر مردم بد باشد ، گفتن آن بر خلاف مصلحت بشر و رضاى خدا است و ناسازگار با حقيقت انسانيت ، مانند غيبت ، تهمت ، سخن چينى ، دروغ ، دشنام ، هزل و خوش طبعى از اندازه برون ، كلمات و الفاظ ركيك و زشت ، در تفسير عبده است : شنيدن كلام زشت در روحيّه نيكمردان مجرب هم مؤثّر است و منحصر ببچه ها و عوام مردم نيست ، و همانطور كه زياد ديدن و تكرار كردن بد در اخلاق مردم اثر دارد مكرر شنيدن آن هم مؤثّر است ، و كمتر اثر آن بواسطه ى تكرار و زياد گفتن و شنيدن زوال قبح آنست كه سخنى مرسوم ميشمارندش . و براى همين است كه علماى تعليم و تربيت در كتابهاى خود احتراز دارند از نوشتن كلمات زشت و آنچه گفتنش ناپسند است ، و در كتابهاى لغت خود نام اعضاى تناسل را هم نمينويسند ، براى جلوگيرى از تحريك نامناسب . 2 - در برابر اينكه گفته شده است : بدى را آشكار كردن ناپسند خدا است در آيت بعد خوبيها را معرّفى كرده است كه خواه عملى آشكار انجام شود يا مخفى و يا نيكى ، بواسطه ى خوددارى از مجازات بدكار باشد ، در هر صورت بخير و صلاح بشر است ، چون خداوند هم از بديهاى آنها درميگذرد تا بدى آشكار نشود ، پس آنهائى كه هميشه در محافل و مجالس خود را ببد گفتن ديگران يا شمردن بديهاى مردم براى تفريح و برگزار كردن وقت و يا به منظور خود نمائى