ابراهيم عاملي ( موثق )
137
تفسير عاملي ( فارسي )
و معنوى هستند ، و چون هردمى فكرى و عقيده اى و كارى دارند ، نه راه مستقيم و سعادت براى آنها فراهم است كه از وسائل زندگى و مادّى بهره ببرند و نه مشمول آمرزش و بهره هاى معنوى عالم ديگر هستند ، چون هرچه عقيده و فكر دارند نتيجه ى آن را براى خود ذخيره ميكنند و موجب سعادت يا شقاوتشان مىشود ، پس مردم بىثبات كه نه عقيده ى ثابت بحقايق عالم آفرينش دارند ، و نه عملى بر طبق آن كردهاند ، البتّه وسيله ى آمرزش براى خود تهيه نكردهاند و در كارهاى زندگى اين عالم نيز همينطور است ، آنكه هر روزى بفكرى است و پى كارى راه مستقيم را گم كرده است و هدايت نميشود و هميشه سرگردان است و گرفتار . 2 - آيت 139 « الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ تا آخر » ميفهماند : آنان كه با كافران دوستى ميكنند و اعراض از مسلمين باميد بهره هاى زندگى به راه خطا ميروند ، چون سود و عزّت از خداوند است كه اصل آفرينش است و مركز همه ى هستيها ، و اين مطلب روشن است كه هر چيزى را بايد از مركز اصلى و منبع و معدن آن جستجو كرد ، و نيز مسلَّم است كه در پيشگاه قدرت خداوند كافر و مؤمن يكى است و همه بهره مند هستند ، امّا منظور از اجتماع صالح و تشكيل سازمان نوين رهبرى گمراهان و اصلاح مردمان است بطورى كه با اساس آفرينش بشرى سازگار باشد ، و مطابق مصلحت مادّى و معنوى فردى و اجتماع باشد بطورى كه رفع نواقص انسانى و نجات از توحّش و بربريّت شود و موجب سعادت هميشگى ، و البتّه اين نتايج مشروط و مربوط شده است بهمكارى و موافقت با يك دسته ى مخصوص بشر كه مسلمين باشند و معلوم است كه حقيقت عزّت و شرافت و بهره ى مادّى و معنوى همين است و بس كه غير اين گمراهى است و عاقبت به دو گرفتارى و آن روز كه اين آيه نازل شد نتيجه ى آن معلوم شد چون مسلمين فاتح و عزيز شدند ، و امروز هم ميتوان گفت اين مطلب به خوبى نمودار است ، چون آن مردم كه بتقرب كافران خوشدل و مغرور هستند و همّت بستهاند كه در ممالك خارج كارى پيدا كنند و با اجانب آميزش و زندگى كنند ، اگر براى دورى از مسلمين و اعراض از حقيقت آفرينش و راه خدا باشد كمال بدبختى است ، و